صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

ويژه نامه فروغ و سياست

27 تیر 1387

روز آن لاين - محمد عبدي: دکتر سيروس شميسا – فروغ در آن زمان يک صداي تنها بود و به راهکار هاي سياسي/ اجتماعي متفاوت مي ‏انديشيد. فروغ به نوعي از اصلاحات باور داشت و بر خلاف ديگر روشنفکران زمان، راي به نابودي باغچه نمي ‏دهد و اعتقاد دارد که مي توان باغچه را به بيمارستان برد.

همان طور که در صحبت هايتان اشاره کرديد، فروغ در آن جو سياست زده دهه چهل که اکثر ‏روشنفکران، متمايل به حزب توده و جريان هاي سياسي ديگر بودند، از اين جريان ها جدا ماند و راه ديگري در ‏پيش گرفت. به نظر شما اين نوع نگاه و انتخاب متفاوت در ان جو سياست زده، از کجا ريشه مي ‏گيرد؟

من در برنامه امروز هم اشاره کردم که فروغ از جمله معدود شاعراني است که به اصطلاح يونگ به " فرديت " ‏رسيده است. رسيدن به فرديت البته يک پروسه است و حصول آن دشوار. موضوع فرديت آن قدر حائز اهميت ‏است که گاه آن را بارزترين تفاوت شرق و غرب مي پندارند. و کسي که به اين " فرديت" مي رسد، در مواجهه با ‏تمامي مسائل موضع گيري شخصي مي کند و دليلي براي اقتدا به جمع و يا يک گروه خاص نمي يابد.‏

در آن زمان ادبيات مقاومت دو طيف جدا و مجزا داشت. يکي طيف مذهبي و ديگري چپ. روشنفکران اما غالباً ‏در طيف چپ حضور و فعاليت داشتند. فروغ در آن زمان يک صداي تنها بود. يعني اعتقاد نداشت که براي دوباره ‏ساختن بايد همه چيز را زير و رو کرد و مي گفت باغچه - جامعه- را مي توان به بيمارستان برد.‏

حالا برگرديم به معيارهاي نقد امروز که مراجعه به متن را پيشنهاد مي کند.همان طور که گادامر در بحث ‏هرمونوتيک مطرح مي کند، خواننده در مواجهه با متن، ابتدا آن را با مفاهيم و اصطلاحات روز درک مي کند و ‏بعد از اين درک اول است که آن را به جايگاه تاريخي اش مي بريم.بايد گفت که در آن روز مفهوم " اصلاحات " ‏به شکل امروزي اش مطرح و مشخص نبود و معناي مشخصي نداشت. اما نکته اين است که فروغ منتقد بود و دل ‏خوشي از وضعيت اجتماعي آن روزگار نداشت، اما به نوعي به اصلاحات باور داشت. فروغ بر خلاف ديگر ‏روشنفکران زمان، راي به نابودي باغچه نمي دهد و اعتقاد دارد که مي توان باغچه را به بيمارستان برد. ‏

‏سوالم اين است که بنيان اين انديشه، متفاوت بودن و به اين فرديت رسيدن از کجا نشات مي گيرد؟ ‏ريشه هايش کجاست؟چطور دختري در حول و حوش سي سالگي به اين بلوغ فکري مي رسد؟

اين موضوع سال هاست که ذهن من را به خود مشغول کرده است که چگونه آدمي به اين درجه از درک مي رسد. ‏قدما در برخورد با چنين نمونه هاي نادري، آنها را به آسمان و عوالم بالا نسبت مي دادند اما امروز سعي مي شود ‏در زندگي و سير فکري هنرمند دقت بيشتري صرف شود.‏

اما به هر حال ناچاريم بگوييم که تحليل ايشان از داده ها، انقدر درست و ارزنده بود که جايگاه وي را تا يک ‏‏"پيشگو" ارتقا مي دهد. من او را صاحب يک " نبوغ " مي دانم و يک " نبيه" مي پندارم. و جالب است که لغت ‏‏"نبع" که نبوت، از آن ريشه گرفته شده است، در زبان عرب به معناي خبر است و نبي در لغت کسي است که خبر ‏مي دهد. پيامبر ما هم مي گويد " انا نبع الاعظم" که يعني من خبر بزرگ هستم. و چه جالب است که در قبايل ‏ابتدايي، پيغمبر و شاعر و پزشک، يک نفر واحد بود.‏

‏پس شما فروغ را يک شاعر پيشگو و سياسي مي دانيد.... بهتر نيست جاي " شاعر سياسي" بگوييم" ‏شاع




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان