صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

مادران صلح و کمپین یک میلیون امضاء / نسرين بصيري

28 تیر 1387

سيب: پیامی گذاشته بودم برای وب سایتی که نامۀ مادران صلح را منتشر کرده بود و از همگان دعوت کرده بود تا نامه را امضا کنند . برایشان نوشتم:

با جنگ مخالفم و به کوشش شما ارج می گذارم. دلم می خواست نامۀ شما را امضا کنم . اما هر چه فکر کردم دیدم نمی توانم مدیران و مسئولان جمهوری اسلامی را که دستشان به خون جوانان آزادیخواه ایران آلوده است "محترم" خطاب کنم . امضاء نمی کنم چون با جنگ مخالفم و سران این حکومت دست کم 28 سال است نه برعلیه بیگانگان و جنگ افروزان ، بلکه بر علیه مردم ایران که آزادی و عدالت می خواهند، و بر علیه زنان برابری طلب به جنگی نا برابر دست زده اند . شما را سرزنش نمی کنم، چون در آن مملکت زندگی می کنید و چاره ای ندارید. خودم را سر زنش می کنم اگر با توجه به بهای سنگینی که برای دوری از میهنم پرداخته ام، امروز به افکارم دهانه بزنم و حرف هایم را در حصاری که شما در آن بسر می برید زندانی کنم.

پیام کوتاه بود و سوء تفاهماتی را در پی داشت . به برداشت نادرست اشاره کردم و گفتم ... نظر کوتاهی براتون نوشتم و فکر می کنم سوء تفاهم شد. بنظر من هم کمپین بزرگترین و توده ای ترین جنبش زنان تاریخ ماست. چون به کوچه و خبابان رفته. چون تا حدی با مردم سنتی و مردم کوچه بازار و مردمی که علاقه ای به پیشتاز بودن و هزینه دادن ندارند رابطه بر قرار کرده، چون بافت و استخوان بندی سفت و تعریف شده ای ندارد، چون مثل ماهی ریز و لیز است و هر بار که گرفتار می شود روزنه ای برای فرار پیدا می کند. چون غول است و در شیشه جا نمی شود.

درست است که دستگیری داده و کم هم نداده ، اما نسبت به تمام جنبش های دیگر و اعتراضات علنی دیگر پر دامنه تر و کم هزینه تر بوده است . من هم برای کمپین جا و بیجا امضا جمع کردم و چون روزنامه نگارم وقتی برای مصاحبه با کسی می روم ورقه های کمپین را میبرم تا امضا بگیرم. تابحال از خیلی ها امضاء گرفتم از جمله از مرجان ساتراپی . بنا بر این فکر نکنید با کمپین غریبه هستم و به کوشش کمپینی ها ارج نمی گذارم. اما کمپین سازمان نیست و نمی تواند باشد. ایدئولوژی ندارد و نمی تواند داشته باشد.

با پیامم خواستم بگویم ؛ درست است که کمپین ارج و اهمیت والایی دارد. اما حرف هایش "کلام خدا" نیست و مقدس نیست و مبارزه با هیچ جنایتکاری نباید امروز به این دلیل تعطیل شود.

اینکه جریان توده ای ملاحظات خودش را دارد (و باید داشته باشد وگرنه پیش از تولد می میرد) درست ! اما آدم هایی که بار "ملاحظات سازمان توده ای" دست و پایشان را نبسته ، حق دارند و باید دهانشان را باز کنند، نه برای فحش دادن و پرخاش به "جنبش توده ای" که سازشکار است و بد است و ... بلکه برای "کج دار و مریز" برای اعلام پشتیبانی و ابراز تفاوت. نباید دنباله روی کرد . حرف هایم نماد دیالکتیک "تفاوت" و "تفاهم" و ایجاد آشتی میان این دو مقوله است .

یک حرف هم در مورد مردم بگویم. مردم سنتی و مردم پیشرو و درک مردم ازدموکراسی . شاید بدتان بیاید .
بنظر من مردم ایران چه سنتی چه پیشرو و چه چپ و چه ملی و چه مذهبی ، هنوز دموکراسی را درونشان نهادینه نکردند و به آن عمیقا باور ندارند و به آن پایبند نیستند. دموکراسی جنسی و برابری خواهی میان زن و مرد که دیگر هیچ. اگر هم سازمان های پیشرو حرفش را بزنند و در منشورشان بر آن تاکید کنند بیشتر صوری است و به دلیل رود




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان