جای خالی زنان کارگر، در کمپین یک میلیون امضاء / گفتگو با شیرین عبادی / سایت دسترنج

گفتگو با شیرین عبادی / محمد سالمی / سایت دسترنج

ـ شما سالها در مورد حقوق زنان فعاليت كرده‌ايد. جايگاه زنان كارگر در فعاليت‌هاي شما كجا بوده؟

* زنان كارگر يكي از محروم‌ترين زنان اين اجتماع هستند براي اينكه هم زن هستند و هم كارگر. درواقع واجد دو صفت محروميت هستند. هم زن هستند و بايد تمام تبعيضات قانوني يك زن را تحمل كنند و هم... ضمنا لازم به تذكر است قانون كار امتيازات خاصي براي زنان كارگر قائل شده. مثلا مرخصي زايمان يا اينكه پيشبيني شده در كارگاه‌هايي كه تعداد كافي كارگر زن دارند كارفرما بايد حتما مهدكودك دائر كند و حتي اگر زناني از اقليت‌ها [مذهبي] باشند بايد مربيان مهدكودك‌ها از اقليت‌ها باشند. زناني كه بچه شيرخوار دارند بايد هر سه ساعت به آنها مرخصي داده شود تا بچه را شير بدهند. اينها درمجموع امتيازات خوبي است كه ظاهرا قانون كار براي زنان كارگر درنظر گرفته. اما توجه كنيد تمام اين امتيازات را قانون مي‌خواهد از جيب كارفرما به زنان كارگر بدهد در نتيجه كارفرمايان (كه معمولا فقط به سود مي‌انديشند) ترجيح مي‌دهند كه كارگر زن استخدام نكنند و فقط از مردان استفاده كنند كه درگير چنين مشكلاتي نشوند. به همين دليل است كه ميزان بيكاري در بين زنان خصوصا زنان مشمول قانون كار خيلي بيشتر از مردان است. حالا چه بايد كرد؟ آيا راه‌حل اين است كه قانون كار اين امتيازاتي كه به زنان داده را پس بگيرد؟ خير. دولت وظيفه‌اي دارد. دولت آن وظايفش را براي حمايت از زنان كارگر به دوش كارفرما انداخته است، بدون آنكه جنبه تشويقي براي كارفرما داشته باشد. پيشنهاد من همواره اين بوده كه دولت به كارفرماياني كه بيش از تعداد معين (مثلا ده نفر) زن استخدام مي‌كنند امتيازاتي بدهد يا در هزينه‌ها سهيم بشود. تمام برنامه‌هاي ilo (سازمان بين‌المللي كار) برمبناي سه‌جانبه [گرايي] است. يعني دولت، كارگر و كارفرما. در رابطه حمايت از زنان كارگر نقش دولت صفر است و تمام برنامه‌هاي حمايتي را هم مي‌خواهد بياندازد روي دوش كارفرما. كارفرما هم خيلي راحت استخدام نمي‌كند در اين ميان كسي كه ضرر مي‌كند زن كارگر است.

ـ اين برداشت درست نيست چون كارفرما در بسياري از مشاغل (مثل قالي بافي) به كارگران زن نياز دارد و از كار آنها سود مي‌برد پس وظيفه دارد به تعهدات قانوني‌اش هم عمل كند. در اينجا وظيفه دولت فقط نظارت بر اجراي قانون است. استدلال شما به گونه‌اي است كه انگار كارفرما از به كارگيري زنان كارگر ضرر مي‌كند، يا به آنها لطف مي کند و حالا دولت بيايد و حمايتش كند...

*اين مربوط به جايي است كه كارفرما مي‌خواهد قانوني از كارگرش استفاده كند. بيمه كند و تمام امتيازاتي كه قانون كار داده را به كارگرش بدهد. حالا مي‌رسيم به اينكه وقتي در كشوري كه درصد بيكاري خيلي بالاست، مشكلاتي كه الان صحبتش را كردم باعث مي‌شود كه زنان كارگر چون احتياج به كار دارند تن به كار سياه بدهند و از امتيازاتي كه قانون برايشان در نظر گرفته راسا صرف نظر كنند كه اين بدترين حالت است. يعني حتي بيمه هم نمي‌شوند حال آنكه اگر وضع به اين صورت نبود حداقل بيمه ساده‌اي كه يك مرد كارگر داشت نصيب اينها هم مي‌شد. بنابراين به هر صورت كه نگاه كنيم مي‌بينيم در اينجا مقصر دولت است... من روي ضوابط ilo تاكيد مي‌كنم. در روابط كارگر و كارفرما