مروري بر نظريه هاي جنبش هاي اجتماعي

کاوه مظفري - 19 مهر 1387

مدرسه فمينيستي: پديده جنبش هاي اجتماعي و مسائل پيرامون آنها، مجموعه عواملي هستند که در تغييرات امروز جامعه ايران نقشي تعيين کننده دارند. در واقع، حرکت جنبش هاي اجتماعي از بطن جامعه مدني سبب شده است که چشم انداز روشني براي ايجاد تغييرات پايدار و دموکراتيک در نهادها و نمادهاي جامعه ايران گشوده شود. در اين ميان، بخصوص جنبش پوياي زنان ايران نقشي انکار ناپذير داشته است. به همين دليل شناخت ماهيت جنبش هاي اجتماعي، چه از نظر آکادميک و چه از نظر استراتژيک حائز اهميت است. از اين رو، مطالعه نظريه هاي موجود در زمينه جنبش هاي اجتماعي اجتماعي مي تواند براي شناخت اين جنبش ها، راهگشا و راهنما باشد. این مقاله بخشی از یک تحقیق دانشگاهی است که به مرور نظریه های رایج در این حوزه پرداخته است:

تعريف مفهومي هر پديده اجتماعي، متناسب با نقطه عظيمت نظري و رويکرد پارادايمي که در چارچوب آن به بررسي موضوع پرداخته شود؛ متفاوت است. در مورد پديده «جنبش اجتماعي» نيز چنين تفاوتي قابل مشاهده است. البته تعاريف و مباحث پيرامون جنبش هاي اجتماعي، با ابهامات و همپوشاني هاي بيشتري نيز همراه است. دليلِ عمده اين مسئله، تنوع و گوناگوني خود جنبش هاي اجتماعي است. به بيان ديگر، مدلول و مضمونِ مورد اشاره مفهوم جنبش اجتماعي، دايره وسيعي از يکسري پويايي هاي اجتماعي را در بر مي گيرد. بعلاوه به سادگي نمي توان محدودة جامع و مانعي براي تمييز دادن جنبش هاي اجتماعي از ساير پديده هاي مرتبط با آن قائل شد. در مجموع، اين ابهام مفهومي باعث شده است که استفاده از مفاهيم ديگري به جاي مفهوم «جنبش اجتماعي» رايج شود، و در نتيجه جنبش اجتماعي غالباً يا به موضوعات عام تر همچون «تغيير» و «انقلاب» اجتماعي تعبير شده، يا به موضوعات خاص تر همچون «رفتار» و «کنش» جمعي تقليل يافته است.

از جمله مفاهيم مرتبط با جنبش اجتماعي، مي توان به رفتار جمعي [1]، عمل جمعي [2]، جامعه توده اي [3]، اعتراض اجتماعي [4]، تضاد اجتماعي [5]، مبارزه اجتماعي [6]، و اقدام مستقيم [7]، اشاره کرد. اين مفاهيم هر يک به نوعي در مفهوم بندي جنبش اجتماعي به کار رفته اند. برخي، جنبش اجتماعي را ذيل رفتارهاي جمعي، برخي جزء يکي از انواع کنش جمعي، و عده اي آن را از انواع تعارض اجتماعي يا از نمودهاي اعتراض جمعي مي دانند، برخي نيز بر اهميت اقدام مستقيم در جنبش اجتماعي تاکيد دارند (مشيرزاده، 1381: 14). در نهايت، اين مفاهيم، تنها بخشي از ابعادِ مفهومي جنبش اجتماعي را تشکيل مي دهند و هنوز به طور مشخص به تعريف مستقلِ آن اشاره نمي کنند. بسياري از انديشمندان تلاش کرده اند تا تعريفي مستقل از جنبش هاي اجتماعي ارائه دهند. در ادامه به برخي از اين تلاش ها اشاره مي شود:

هربرت بلومر جنبش اجتماعي را از منظر «کنش متقابل نمادين» مورد توجه قرار مي دهد، به نظر وي «جنبش هاي اجتماعي را مي توان اقداماتي جمعي ديد که هدف آنها تاسيس نظمي نوين در زندگي است. آنها ريشه در شرايط ناآرامي دارند و قدرت انگيزش خود را از يک سو، از نارضايتي از شکل جاري زندگي مي گيرند و از سوي ديگر، از آرزوها و اميدهاي شان براي يک طرح يا نظام جديد زندگي» (به نقل از مشيرزاده، 1381: 78). رالف ترنر و لوئيس کيليان به تعريفِ بلومر، جنبة «مقاومت در برابر تغ

پانوشت:

[1Collective Behavior

[2Collective Action

[3Mass Society

[4Social Protest

[5Social Conflict

[6Social Struggle

[7Direct Action