چندين هزاران سال شد تا من به فرياد آمدم / فريادی در آستانه روز جهاني زن

روح انگيز كراچي - 14 اسفند 1386

تقسيم بر پنج

حلقه ای به انگشتم

بندی به گردنم

دستبندی به دستم

زنجیری به پام

حلقه ای به گوشم

حلقه به گوشم ....آقا ...!

* * *

آقا ...!

اگر اجازه بفرمایی

مخدرۀ پرده نشینی

مستورۀ کمینه خاتونی

کدبانویی یا خانمی

از بی بی یان اقرانی

اناثی از مادینه گان

نسایی از جنس امرأة

یا بانویی ز بانوان حرم

ملک یمین شمایند ...!این کمینه گان (1)

* * *

و من ...

هنوز ....

به گونۀ غریبی ....زنم ...!

"زنی " به شکل صیغۀ " امر " (2)

که هر شب

در زیر زمین خانۀ پدری تان

صرف می شود

برای اثبات مردی تان ....!

* * *

نصیب من از خورشید

زمستان بود و ترس و دهانی دوخته

چه دیر رسید نقطۀ آخر به من ....!

و تا هنوز ....

شب غریبی ...

کنار دورهای همیشه است ...

و پهلوی چپ مقصر ...!

شیر، بهرۀ پسرم

و سهم دخترم ، پستان بریدۀ من ....! (3)

چقدر شبیه زاغ شده ام !

چرا مرا به نام نمی خوانی ..؟

* * *

غبار که بر می دارم

از آوازهای کهنه و سال های معطل

عشق واژۀ نا مشروعی می شود

و آغشته

فضا به بوی شرم و دریغ ...

* * *

غریبه است ...

زنی که رو به روی من

در آینه نشسته است ......!


1.ملك يمين در ا صطلاح فقهي رابطه ميان كنيزان و صاحبان آنها است كه نوعي نكاح خاص است كه به موجب آن رابطه زناشويي حلال است و ازحيث احكام با نكاح دايم و منقطع متفاوت است.

2. "زن " فعل امر از زدن

3. سندي از دورة قاجاريه در كتابخانه ملي موجود است مبني بر شكايت از مردي كه پستان همسر خود را به جرم زاييدن دختر بريده است .!