بومي گرايیِ ضداستعماریِ مريم جميله / عبدی کلانتری

در ميان سخنگويان اسلام ، تعداد زناني که صداي آنها برُد زيادي داشته باشد و نوشته ها و کتاب هاي شان به اندازهء مردان از نفوذ و اعتبار برخوردار باشد ، به تعداد انگشتان دست هم نمي رسد. در اين ميان، نام مريم جميله بدين لحاظ شناخته شده است که مقاله ها و کتاب هاي او در ميان مسلمانان خوانندگان بسيار دارد و اين نوشته ها به زبان هاي متعدد ترجمه شده اند از جمله اردو، عربي، فارسي، ترکي، بنگالي، و اندونزيايي.

مريم جميله تعليمات اسلامي خود را به طور عمده در پاکستان زير زعامت مولانا مودودي، گذرانده است. از ميان کتابهاي او که به زبان انگليسي در پاکستان و هند منتشر شده اند مي توان از اين ها نام برد:

«اسلام در تئوري و عمل» (لاهور، ۱۹۷۶)، «اسلام و جامعهء غربي» (دهلي نو، ۱۹۸۲)، «اسلام و مدرنيسم» (لاهور، ۱۹۷۱)، «غرب گرايي در برابر مسلمانان» (لاهور، ۱۹۷۸)، «اسلام در برابر اهل کتاب در گذشته و حال» (لاهور، ۱۹۸۳)، «اسلام و انسان مُدرن» (لاهور، ۱۹۷۶)، و «اسلام و زن مسلمان در شرايط امروزين» (لاهور، ۱۹۷۶).

اسلام و سکولاريسم

مريم جميله در سال ۱۹۳۲ در شهر نيويورک ، در يک خانوادهء يهودي آمريکايي به دنيا آمد و در جواني با تعاليم يهوديت، مسيحيت، و بهاييت آشنا شد و همهء آنها را تسليم و مقهور سکولاريسم غربي شناخت. او در خاطرات اش مي نويسد سرسپردگي رهبران جنبش بهاييت به صهيونيسم او را از اين جنبش گريزان کرد. او در ۲۷ سالگي به اسلام روي آورد و نام خود را به «مريم جميله» تغيير داد. به عقيدهء او ، اسلام تنها ديني بود که موفق شده بود مأموريت حضرت ابراهيم را به نحو احسن به اجرا گذارد. در سن ۲۸ سالگي به دعوت مولانا مودودي، و با حمايت دوستان مسلمان اش در نيويورک ، و همچنين به تشويق دوست وحامي ديگرش دکتر سعيد رمضان ، داماد حسن البنا بنيانگذار جنبش اخوان المسلمين، به پاکستان مهاجرت کرد؛ مريم جميله پس از دوسال زندگي با خانوادهء مولانا معدودي، با يکي از همکاران او به نام محمد يوسف خان ازدواج کرد.

نگراني اصلي مريم جميله در آثارش آن است که اسلام با پذيرش تجدد و ارزش هاي فرهنگ غربي ، و زندگي مُدرن، روح و توان يا اصالت خود را از دست بدهد. او حامي سنت اسلامي در تماميت خود است و در اين رابطه مي نويسد:

«لازم است که اسلام را در تماميت اش بپذيريم؛ نه تنها قرآن، حديث، وسنت ، بلکه هرچهار امام و تفسيرهاي ارتدکس سنتي آنها را همراه با ميراث تصوف يا عرفان، کليهء هنرها و علومي که در تمدن اسلامي توسعه پيدا کرده اند، و تمام ميراث زيبايی شناختي و فرهنگي سراسر تاريخ اسلام تا سال ۱۹۲۴؛ سالي که کمال آتاتورک خلافت را برانداخت و کشورش را تبديل به دولتي يکپارچه سکولار کرد.»

انتقاد مريم جميله از سکولاريسم در جهان اسلام شامل آن گروه از اصلاح طلبان ديني نيز مي شود که از اوايل قرن بيستم ميلادي تا کنون سعي داشته اند ارزش هاي ليبرالي غربي را که همان ارزش هاي سکولاريسم و تجدد بوده، وارد پيکرهء آموزه هاي اسلامي کنند و اسلام را به همان مسيري بکشانند که مسيحيت و يهوديت در غرب پيمودند. او اين مصلحان را به «غرب پرستي» متهم مي کند، به اين معني که آنها قصد دارند دين را از زندگيِ اجتماعي و سياسي حذف کنند و محدود به اعتقاد شخصي افراد سازند. مريم جميله اعتقاد دارد اين گرايشي است که جامعهء اسلامي را در برابر قيادت و استع