نامش چه بود: همگرایی؟ هم اندیشی؟ ائتلاف؟ کمپین یک میلیون امضا؟ هرچه بود مبارک بود...

منصوره شجاعی - 18 خرداد 1388

مدرسه فمینیستی: بادبادک دردل آسمان چونان علامتی راه- نشان بود که با پرواز کژﱞومژ خویش نشان می داد ، کودک را کجا می توان یافت . و هم بدین گونه بادبادک رنگین و سبکبال جنبش زنان دردل آسمان برابری خواهی پرواز آرام و کژومژخودرا به دستان بی تاب و پرآرزوی کودک پرنفس "مطالبه محوری " سپرد و خود مشتاق هر صعود و خدای ناخواسته حتی منتظر سقوطی احتمالی به پروازی آرام دل بست وتا کنون نیز لذت طول پرواز را به اندازه گوشه امن مقصد پاس داشته است .و دلبستگی بدین لذت ، عملی شورمند را جانشین انتظاری بی عمل تا رسیدن بدان مقصد فاضله نموده است.

جنبش زنان در طی مسیر صدساله خویش همواره آموخته ، شناخته، دست یافته وگاه نیز از دست داده است. و در کنار راهیان این طریق ، از مبارزان نسل اول تاکنون مدام و مدام شاهد نزدیکی ها و دوری ها، مناقشات و آشتی ها، همگرایی ها و واگرایی ها، تفاوت ها و تشابه های بسیاربوده است تا که در این سال ها در فضاهایی چون " هم اندیشی زنان " ، "کمپین یک میلیون امضا"، " ائتلاف لایحه ضدخانواده" و "همگرایی جنبش زنان " با اتکا برقدرت بال اشتراکات خویش به پروازی بلندتر درآمده است.

در سیر این مبارزه و آزمون ، گروهی تحلیل گر ، گروهی توصیف گر و افسوس که هر از گاهی گروهی نیز تخریب گر بوده اند.

تحلیل گران به قلم و نیز به قدم وعمل که شاخص جنبش مبتنی بر عمل اجتماعی زنان بوده است به تبیین و تاویل سلوک جنبش پرداخته اند و گاه برله و گاه نیز علیه روش و رویکرد نیروهای درون جنبش قلم زده اند و این تنوع و دیگرگونی در بسترحرکت و عمل اجتماعی برغنا و زیبایی این جنبش افزوده است .

توصیف گران نیز با قلم و زبان شرحه شرحه از بیان سرخ خویش سر سبز در راه نهاده و از هر روزنه ای که راهگشای حضورآنان بوده به نقل حکایت جنبشی خویش نشسته اند .

اما در این میان تخریب گران گاه در کنار این و گاه درکنار آن ، گاه مقابل این و گاه در پس پشت آن ، گاه مظلوم نما و گاه پرخاشگر و نه هیچگاه به روشنی و صداقت ، به تاویل و توصیف آن چیزی پرداختند که جزبرای تحکیم و تایید مستقیم و غیر مستقیم روابط سلطه نبوده وبی تردید واقع نبوده و هیچ نبوده جز شکستن بال پروازی بلند تا که کوتاه شود به میزان قد و قواره کسانی که قدرت را نشانه گرفته و میراث هرحرکت را نه تجربه ای که در میان تمام اعضای آن تقسیم شده بلکه ملک طلق خویش فرض میکنند که تنها با صدور مجوز از سوی آنان میتوان گردش و پروازی تجربه مند را در آن آزمود...و هرازگاهی تیز با تیغ مظلوم نمایی وفریاد " وا جنبشا " بر بال شکننده بادبادک نوپرواز مطالبه محوری کوفته و سرخوش از هدایت مستقیم و غیر مستقیم چنین تخریبی تاریخ ساز و ثبت شده به نام خویش " اسکندرانه" می تازند ....

از این دست تخریب را گاه از راه دور و گاه نیز زیرگوشمان شاهد بوده ایم و به تازگی نیز با دعوای "حیدری و نعمتی " راه انداختن میان همگرایی و کمپین و این نه آن است و آن نه این داستانی نو آغاز شده .
اما بگذارید که ما داستان خود پی بگیریم و ببینیم که حکایت جنبش زنان به کجا رسیده بود ؟

**********************

آری حکایت بدانجا رسیده بود که تجربه چند ائتلاف موفق درجنبش زنان و به ویژه تجربه موفق کمپین یک میلیون امضا وکمپین سنگسار طیف های گوناگونی در جنبش را برآن داشت تا با یک حرکت مقطع