10 روزی که ایران را لرزاند، و چالش های تازه جنبش زنان

نوشین احمدی خراسانی - 15 تیر 1388

مدرسه فمینیستی: پس از شمارش آراء دهمین دوره ریاست جمهوری و اعلام پیروزی نامنتظر آقای احمدی نژاد، جنب و جوشی گسترده با مطالبه حداقلی «احترام به رای مردم» در خیابانهای پایتخت و برخی دیگر از شهرهای کشور آغاز شد. این اعتراض گسترده که در حقیقت، خواسته ی «حق انتخابات آزاد» را نیز در بطن خود داشت جنبشی بود که پس از اعلام نتایج انتخابات، به نقطه اوج خود رسید، با سرعتی حیرت انگیز در تار و پود کل کشور ایران تنیده شد و در طول 10 روز، به اندازه 10 سال، وقایع و تجارب بسیاری را در تاریخ معاصر کشورمان رقم زد. از این رو سخن گفتن در مورد جنبشی با ابعادی چنین گسترده، و تاثیر بلامنازع آن بر همه ارکان جامعه و بر تمامي جنبش های مدنی ایران، (به خصوص که زمان بسیار اندکی از وقوع آن می گذرد) بی شک دشوار و با آزمون و خطا و گمانه زنی، عجین است. با این حال در اینجا سعی می کنم با احتیاط بسیار، تاثیر متقابل این خیزش عمومی با فعالیت های جنبش زنان و برخی از چالش هایی را که اخیراَ در زیر پوست حرکت عمومی زنان ایجاد کرده، به سهم خود بازگویم، چالش ها و پرسش هایی که به احتمال زیاد، «سرعت بیش از حد تحولات» سبب شده که پاسخ به آنها به تعویق بیافتد.

شکاف در حاکمیت و فوران جنبش مردم

یکی از دلایل جلوه گری و فرصت به صحنه آمدن جنبش های فراگیر مردمی، ایجاد شکاف در حاکمیت هاست و این امر، مختص و منحصر به کشور ما نیست چنانچه بحران های اقتصادی نیز سبب تضعیف دولت ها و در مواقعی، به ایجاد جنبش های اعتراضی و اجتماعی منتهی می شود. بروز و فعال شدن گسل ها و شکاف های درون حکومت ها حتا اگر موقتی هم باشد خواهی نخواهی به ظهور جنبش ها و نارضایتی های مردمی و بازتاب آن در حوزه عمومی کمک می کند.

زیر تاثیر حوادث و رویدادهای اخیر در آستانه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، شکاف هایی که در زیر پوسته ی ساختار حکومتی در طی 15 ساله اخیر به وجود آمده بود، با شتابی سرسام آور به شکافی عریان و عظیم تبدیل شد بی شک نارضایتی و مطالبات معوق مانده ی اقشار گوناگون جامعه و مدل تازه و مسالمت جویانه گسترش این خواسته ها در کشور (حضور جنبش های مطالبه محور) نیز طی سال های گذشته این گسل ها را به تدریج در ساختار حاکمیت فعال تر کرده بود.

با مشاهده فعال شدن این گسل ها، سرانجام اکثر قریب به اتفاق نیروها و جنبش های اجتماعی به تاثیرگذاری و «موقعیت سرنوشت ساز» این دوره از انتخابات پی برده و وارد میدان «کارزار انتخاباتی» شدند و با بهره گیری از فضای انتخاباتی، مطالبات خود را در حوزه عمومی مطرح و بر کاندیداها و بر فضای گفتمانی جاری در انتخابات تحمیل و بار مسئولیت نمایندگی بخش هایی از این خواسته ها را بر دوش نامزدهای اصلاح طلب ریاست جمهوری قرار دادند تا از این رهگذر بتوانند به تحقق بخش های هرچند کوچک خواسته های خود امید یابند.
بی شک یکی از مولفه های نیرومند و تاثیرگذار بر روندهای حرکتی درون یک جامعه، ایجاد «امید به تغییر» است و بدون حضور این مولفه امکان هیچ تحول مثبتی میسر نیست. برانگیختن امید ـ به طرزی که از دل آن بتواند حرکت و پویایی ایجاد شود ـ البته که نیازمند نشان دادن فاکتورهای قابل لمس در زندگی روزمره مردم است. بنابراین «امید به تغییر» در فضای انتخاباتی نیز حاصل حضور فعال کنشگران جامعه مدنی و تلاش بی وقفه جنبش های اجتماعی گون