شکوه يک طومار/ گزارش فرنگيس حبيبی از مراسم رونمايی طومار سبز در پاریس

رادیو فرانسه: در مراسم رونمايی طومار سبز معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوری ايران، نزديک به دويست نفر به مدت دو ساعت چوب های طوماری را با خود حمل کردند تا سرانجام تمامی طومار که بيش از هزار و پانصد متر طول داشت بدور ميدان بزرگ Champ de Mars در پاريس به نمايش در آيد.

در جمع چند هزار نفری ايرانيان و غير ايرانيانی که به مناسبت روز جهانی همبستگی با مردم ايران و اعتراض به سرکوب آن ها جمع شده بودند، اين طومار بدستان بی شباهت به پرچمداران بازی های المپيک نبودند. با اين تفاوت که آن ها هزاران هزار امضاء را که از سراسر جهان بر آن نقش بسته بود، با خود حمل ميکردند. و هر امضاء فرد معترضی را معرفی می کرد که رأيش را طلب می کند.

ميدان Champ de Mars ميدانيست با معنا و سابقۀ نظامی، اما در وسط ميدان ديواری برای صلح ساخته اند تا شايد بگويند جنگ و خشونت ناپايدار است و صلح بر آن پيروز می شود. متانت حرکت اين طومار سبز بدور اين ميدان و هيجانی که در چهرۀ مردم بوجود آورد که آکنده از اندوه، انتظار، اميد و اطمينان بود، معنای ديگری را تداعی نمی کرد.

جمعی متنوع، مرکب از ايرانی، فرانسوی، افغانی و عرب، پير و جوان، به فارسی و فرانسه شعار می دادند. کودکی معلول بروی صندلی چرخدار با آهنگ سرود "يار دبستانی" بدنش را تکان ميداد. چه بسيار کودکانی که در اين روز در اولين راهپيمايی زندگی خود شرکت کردند.

شمار کودکان و نوجوانان دورگۀ ايرانی فرانسوی قابل ملاحظه بود. کسانی بودند که ماسک ندا را بر چهره داشتند. کسانی از بيم فشارهای امنيتی با عينک های بزرک سياه و کلاه هويت خود را پنهان کرده بودند. مکالمات مردم در گوشه و کنار شنيدنی بود.

خانمی می گفت:" من در دوختن قطعات طومار کمک کردم. البته ارادت خاصی به رنگ سبز ندارم. من هميشه نشان پرچم ايران را با خود حمل می کنم. ولی با اين جمع همکاری کردم".

سرود "ای ايران" فضای ميدان را پر می کند. همراهی زمزمه وار و ناشيانۀ فرانسويان يا نيمه ايرانی ها انسان را تحت تأثير قرار می دهد. بيش از دو ساعت است که مراسم ادامه دارد. مردی با پرچم سبزی عظيم در وسط ميدان حرکات موزونی می کند. چند نفرهم با پرچم ايران وارد ميدان می شوند. تنوع پرچم ها مزاحمتی برای هيچکدام ايجاد نمی کند. لحظۀ پرواز ده ها بادکنک به رنگ های سبز و سرخ و سفيد به آسمان و زير نگاه نمناک و پر اميد صدها نفر شرکت کننده در مراسم ديدنيست.

جمعيت با شعار ايران آزادی پراکنده می شود و به سوی مترو حرکت می کند. چند صد متر دور تر مردی با عجله از طرف مقابل می آيد. با ديدن عکس ندا بدست يک نفر، به او ميگويد: " آقا من توريستم. جايی در شهر شنيدم که اينطرف ها ايرانيها جمع شده اند." و جواب می شنود که" آقا مراسم تمام شد. خيلی زيبا بود و اصلاً هنری بود. همه جا از جمعيت موج ميزد. غصه نخور چند دقيقه ديگر فيلمش را توی يوتوب ميبينی. من خودم خيلی فيلم گرفتم تا نيم ساعت ديگر ميگذارمش توی شبکه".

برای رفتن به مترو از زير برج ايفل می گذريم. يک نفر می گويد قرار بود طومار را از برج ايفل آويزان کنند ولی اجازه ندادند. کس ديگری می گويد" کار ساده ای نيست شايد مشکلات ايمنی ايجاد می کرده"، نفر سومی می گويد" شکوه طومار سبز با اين همه سبزهای مختلف بدور ميدان چيز ديگری بود".

ماسک ندا به روی چهرۀ تظاهرکنندگان، شرکت کنندگان در این تجمع شعار "ما همه یک ن