سمبل گرایی و نمادهای زنانه در رمان کولی کنار آتش نوشته منیرو روانی پور

آزاده دواچی - 6 اسفند 1388

مدرسه فمینیستی- رمان کولی کنار آتش نوشته منیرو روانی پور از مجموعه داستانهایی است که هر روز بر ارزش آن افزوده می شود . تا کنون نقدهای زیادی در مورد این کتاب نوشته شده است که هر کدام در جایگاه خود اهمیت ویژه ای دارند اما با توجه به مسائل روز زنان و نیازهای جامعه امروزِ زنان به بازنمایی و شناخت سمبلها و نمودهای زنانه در داستانهای نویسندگان ِ زن ایرانی برآن شدم که نقد سمبل گرایی زنانه را بر این رمان بنویسم . رمانی که جدا از مسائل مهم تکنیکی و ارزشهای ادبی اش می تواند یکی از رمانهای مشخص در حوزه سمبل ها و نشان دادن نمادهایی باشد که تماما منشا زنانه دارند و به خوبی در جامعه مردسالاری چون ایران به تصویر کشیده شده اند .

کولی آینه ی زنی که باید باشد : آینه و سمبلهای حضورش

کولی کنار آتش با رمز گرایی و رجوع آن به دنیای حقیقی پرده از واقعیتهایی برمی دارد که خاستگاه زنانه دارند . در این داستان چند اسم مرجع سمبولیک دارند به این معنی که نویسنده از بیان هرکدام از آنها هدف و منظور خاصی داشته است.
کولی ( آینه): کولی یا همان آینه که کولی و سرگردانی هایش نمادی از زن امروز است . زنی که برای رسیدن به خواسته هایش از تابوهای جامعه مردسالار باید بگذرد. کولی نماد زنی است که در بستر تابوها رشد می کند و برای یافتن و رسیدن به عشقش در دنیای مجازی وارد دنیای حقیقی می شود . کولی در ابتدا نامی ندارد اما پس از آن نویسنده او را آینه می نامد . رنج کولی و مرحله گذر او از بیابان و از چادرها و نشان دادن زندگی او و دربه دری ها و آوارگی هایش سمبل حضور زن در جامعه سنتی و مردسالار امروز است . تمامی استعاره ها برای نشان دادن فضاها و باورهای زنانه به کار می رود . " دیر زمانی بود که روز را فراموش کرده بود . روزها همیشه در خواب می گذشت حتی به هنگام کوچ که پیاده بود و با سواره براسبی هوشیار" ( ص3). از سوی دیگر نویسنده کولی بودن را حرفه ای موروثی توصیفی کرده است . میراثی که از مادر به دخترمی رسد . همین میراث به جامعه ای مردسالاری بازمی گردد که دختران در آن میراث مقاومت و سرسپردگی به جامعه را از مادرانشان می آموزند . قبیله و قوانیننش ، دختر کولی و پدرش نماد جامعه مردسالاری است که تنها دختران را به رقص در مقابل آتش وامی دارد . کولی ، آتش ، مردان و سپس رقص کولی ها در برابر آتش هرکدام سمبل و نمادی است که به دنیای حقیقی بازمی گردد . کولی نماد زنی سنتی است و آتش همان سنتی است که زنان باید از آن بگذرند. رقصیدن زنان در برابر آتش و برای مردان نماد تسلیمِ شدن و پذیرش باورهای آنها و در واقع به نوعی تن دادن به خواسته های آنان است. " خیلی دیر ، وقتی قافله رقص او را دیده بود ، مادر با پاهای ورم کرده در چادر افتاده بود و مردان گریز پای شهری با آوازه ی نام او به چادرها می آمدند و جیبهای پدر پر از پول می شد : " برقص می خواهی مادرت بمیرد ؟" (ص5). همچنین آینه سمبول معصومیت و حضور زنان در جامعه حقیقی است .

نویسنده ازآینه به عنوان نمادی برای رسیدن به هدف خود استفاده کرده است . نوع برخورد با آینه و نحوه واکنش مردان نبست به او ، مناسباتِ اجتماعی شکل گرفته در جامعه مردسالار را آشکار می سازد ؛ روایتی که برای بیان نقصهای همین جامعه از آن استفاده میِ شود . " این پول را بگیر . شاید لازمت بشه ... " این جمله را نانوایی گفت وقتی هیچ کس توی دکان ن