تشدید خشونت و تبلیغ چند همسری در سریالهای تلویزیونی

مریم رحمانی - 10 فروردین 1389

مدرسه فمینیستی: امروز نقش و جايگاه رسانه ها در حدي است كه نمي توان زندگي را بي حضور آنها قابل تصور دانست. رسانه ها بویژه تلویزیون فقط وسيله ي سرگرمي نيستند؛ بلكه در بسياري از جنبه هاي فعاليت اجتماعي و فردي ـ حتی در واکنش های عاطفی مان ـ دخالت و تاثیر دارند. ما از رسانه ها نقش های اجتماعی و جامعه پذیری را می آموزیم. رسانه ها و در راس آنها تلویزیون، در كنار نهادهاي ديگري كه افکار عمومی جامعه را مي سازند و به آن جهت می دهند، نقش عمده اي ايفا مي كنند. بررسيهاي روانشناسي اجتماعي در زمينه نقش و قدرت رسانه ها نشان مي دهد كه رسانه هاي گروهي داراي چنان قدرتي هستند كه مي توانند نسلي تازه در تاريخ انسان پديد آورند؛ نسلي كه با نسلهاي پيشين از جهت فرهنگ، ارزشها، هنجارها و آرمانها، بسيار متفاوت است.
رسانه ها و به خصوص رسانه های تصویری، از طريق سریال ها و گزارش های مصور و جذاب، هنجارهاي خاص اجتماعي و مورد علاقه شان را به افراد تلقين مي كنند. این رفتارهای ارائه شده نیز معمولا رفتار «مناسب اجتماعي» قلمداد می شود. به اين ترتيب، رسانه ها، با ارائه ي الگوها و هنجارهاي خاص (كه در جهت اهداف مديران رسانه هاست)، باعث ايجاد همنوايي در افراد مي گردند.

كسب آگاهي در مورد خويشتن، تقويت ارزشهاي شخصي، يافتن الگوهاي رفتاري، همانند سازي با ارزشهاي مورد اعتناي ديگر، و در یک کلام «هويت يابی» یکی از علل روي آوري افراد به رسانه ها و بويژه تلويزيون است. بنابراین عنایت به محتوی رسانه ها با توجه به کارکردهایی که در زمینه الگوهای رفتاری دارند مهم و در خور توجه است. اگر رسانه ها تصویری درست از زنان ارائه دهند به هویت یابی آنها در جامعه و نزد افکار عمومی کمک می کنند. امروز زن ایرانی بیش از هرچیز نیازمند تصویری واقع گرایانه از خود است.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی که آیینه تمام نمای اندیشه حاکمان این مرز و بوم درباره هرموضوعی از جمله مسائل زنان است نیز با پخش سریالها،فیلم ها و تبلیغات مصور از شبکه های مختلف قصد دارد برای زنان هویتی بسازد که هم خود زنان آن را بپذیرند و هم مردان. اگرچه برخی زنان در برابر کسب این هویت رسانه ای و فراواقعی، مقاومت می کنند، اما آیا همه زنان و مردان در برابر این هویتی که با واقعیت زندگی روزمره و مشکلات شان فاصله دارد و اغلب ساخته ذهن ایدئولوگ های نظام است می توانند مقاومت کنند یا این هویت کاذب را ناخودآگاه در اذهان خویش بازتولید می کنند به خصوص که فرهنگ جامعه ما نیز که فرهنگی مرد محور و پدرسالار است با بخشی از محتوی این سریالها همپوشانی دارد .

در تمام این 30سال تصویری کلیشه ای و مخدوش از زن در تلویزیون دولتی ایران به تصویر کشیده شده است. زنی منفعل که تنها نقش اش پرکردن صحنه است، زنی مکار و اغواگر و یا زنان فرشته صفتی که مدام درحال ارسال پیام های اخلاقی هستند. سریال هایی هم هست که تصویر زن قدرتمندی در کنار این زنان می درخشد البته زنی چادری ، نمازخوان و سخت پایبند مذهب که بسیار عقلانی و سنجیده عمل می کند. اما بیشمار زنانی که نه منفعل اند، نه اغواگر، نه مذهبی، متاسفانه نادیده گرفته می شوند. آیا این حذف سیستماتیک، نوعی اعمال خشونت و سرکوب علیه زنان و نادیده گرفتن هویت آنها نیست؟

در سالهای ریاست آقای علی لاریجانی بر صدا و سیما کمتر خشونت فیزیک