به مناسبت مراسم یادبود مریم یوسفی: خوانشی بر مزار مریم یوسفی / شیدان وثیق

 با سلام و امتنان
 بدین وسیله از همه ی دوستان، همراهان و آشنایان مریم یوسفی که به مناسبت سالگرد درگذشت او، چه حضوراً با همکاری و شرکت در مراسم یادبود او در 10 ژوییه (ژولای) و چه غیر مستقیم از طریق اظهار همدردی و همبستگی خود، یاد مریم یوسفی را گرامی داشتند، تشکر و سپاس داریم.
هم چنین از رسانه ها و تارنماهایی که چه خبر مراسم را به طلاع عموم رساندند و چه از خود مراسم فیلمبرداری کردند، نهایت امتنان را داریم.

 از طرف خویشاوندان مریم یوسفی
 پاریس 11 ژوییه 2010
 شیدان وثیق

به پیوست متن صحبت های من در مراسم یادبود تخت عنوان : خوانشی بر مزار مریم یوسفی – یاد و سپاس.

 شیدان وثیق
 10 ژوییه 2010 – 19 تیر 1389
 [email protected]

خوانشی بر مزار مریم یوسفی
 یاد و سپاس

یک سال از مرگ خود خواسته ی مریم می گذرد. مریم، عزیز، دوست و همراه مان بود. مریم، بانوی عزیز تر از جان من بود. یک سال بعد، بر مزار او جمع می شویم. گردهم می آییم تا با هم، با خود و در خود، یاد کنیم او را، سپاس گوییم او را، گرامی بداریم او را.

اکنون، در این مکان و زمان خاص رفتگان، چه می توان گفت؟ چه یاد باید کرد و سپاس باید داشت؟ «یاد» و «سپاس»، اما نه با معناهای رایج در کاربُرد معمول آن ها بلکه در جوهر ذاتی شان و در اصل. با نفی خود، مریم چه چیزی را برای اندیشه کردن به ما اهدا می کند؟ در مرگ نابهنگام او چه چیزی است که ما را به تفکر فرا می خواند؟ این نفی داوطلبانه و آزاد هستی از سوی او، نابیان شده چه به ما می گوید؟ این رفته، با این اقدام مطلق خود، اقدامی مطلقن مطلق، چه اندیشه انگیزی را در ما بر می انگیزاند که باید آن را به خاطر سپاریم، یاد کنیم، سپاس داریم، محکم نگهداری کنیم و همواره از محکم نگهداری اش، از محکم نگهبانی اش، نزد خود، در پیشگاه گذشته، حال و آینده، چون عزیرترین چیزها، مواظبت و مراقبت کنیم؟

در برابر این پرسش های اساسی، فرازهایی از فیلسوف وجود و زمان شاید ما را تا حدودی، تا اندازه ای، به دریافتِ اگر نه پاسخ که ناممکن است بلکه نیمه پاسخ هایی نزدیک کند.

« یاد و سپاس در اندیشه آرمیده و موجودند. «یاد» بر کل دل دلالت می کند. به معنای تجمعی درونی و دائم است. راجع به چیزی است که، در ذات خود، با خِطابِ خود، جان را تسلی و جرئت می بخشد. یاد در اصل حاکی از ماندن است. ماندن به صورت جمع شدنی دائم در جوار... نه تنها در جوار چیزی گذشته و سپری گشته بلکه به همین ترتیب در جوار آن چه حاضر است و در جوار آن چه ممکن است فرا رسد. امر گذشته، امر حاضر و امر آینده در یگانگی حاضر بودنی در جوار ما و با این حال خاص، ظاهر می گردند.
[...] در یاد، تنها خصوصیتِ فکری وفادار و جوهرین حکمفرما نیست، بلکه، هم زمان، خصوصیتِ نگهداشتی غالب است که خود را کنار نمی کشد و دست بر نمی دارد... محکم نگه داری از طریق یادکردن که به زبان لاتین memoria گویندش، همان قدر به امر گذشته مربوط است که به حال و آینده. پیش از همه، این گذشته است که زنده نگهداری اش دشوار و سخت است، چون از میان ما گریخته است. هم از این رو ست که معنای نگهداشت، از این پس، محدود به امر گذشته می شود که از طریق یاد و نبش قبر هر دم زنده می شود. اما از آن جا که این جنبه ی محدود به امر سپری گشته، از اصل و اساس، به تنهایی معنای یاد را در ذات اش بر نمی سازد، برای نامیدن نگهداشتِ امر گذشته و باز - فراخوانی گذشت