رنجنامه فیروزه صابر، خواهر هدی صابر دو هفته پس از ربایش خیابانی و بازداشت وی

با گذشت دو هفته از ربایش و بازداشت هدی صابر خواهر وی با ارسال نامه ای سرگشاده پیرامون دستگیری این فعال مطبوعاتی و سیاسی، خدمات وی در زمینه راه اندازی پروژه های عمرانی در مناطق محروم کشور را برشمرده و دلیل بازداشت وی را مورد پرسش از مسئولین قرار می دهد.

به گزارش جرس هدی صابر روزنامه نگار، مترجم ، و از فعالان فعال ملی مذهبی است که بعدازظهر روز شنبه دوم مرداد ربوده شده، و بعد از چند روز از زندان اوین بازداشت خود را به اطلاع می رساند.

فیروزه صابر، خواهر آقای هدا صابر، در نامه خود آورده است:

 “برادر، دوست و یار دبستانی من
 هدای عزیز
اینبار نبودنت با ربودن آغاز شد. پس از حدود ۱۰۰ ساعت بی خبری ، در تماس تلفنی کوتاهی در دمادم غروب چهار روز بعد گفتی در اوین هستی.خبر برایمان مبارک بود چون دانستیم که سالم هستی و بس شاکر خداوند بی همتا شدیم. گفتی در این چهار روز در قرنطینه بودی و برای زاهدان بازجویی داشتی. همیشه در حیرت آنیم که به چه جرم و اتهامی باید حبس شوی، اما اینبار در حیرتی مضاعف و آن هم زاهدان. حتما بهانه بود.

چه آنان در فرایند عملیات تعقیب و گریز و استفاده از شنود و… به نیکی می دانند که تو مشغول چه هستی. پس چرا ربودن ؟ چرا بازجویی؟ چرا حبس؟

آنان می دانند که پروژه زاهدان ، پروژه های توسعه مهارت های پایه و توانمندسازی ونیز تشکیل گروههای کارآفرین و آموزش بانک پذیری حدود ۱۰۰۰ جوان در مناطق حاشیه نشین بسیار محروم زاهدان است که با مدیریت تو انجام می شود. می دانند که هدف اش آماده سازی جوانان برای ورود به بازار کار و یافتن شغل مناسب و یا کسب وکاری جدید در مسیر خوداشتغالی و کارآفرینی در ۲۲ رشته است. می دانند که برای اجرای این پروژه بیش از یک سال است که تلاش می کنی تا در مردم حاشیه نشین فقیر، بی اعتماد به دیگران و نا امید از کار و زندگی در خور انسان، انگیزه یادگیری و باور به کار و کوشش و برون رفت از رکود و سکون و محرومیت را زنده کنی.نیک می دانند پروژه ای است که به درخواست یکی از وزارت خانه ها با شرکتی که تو مدیریت آن را به عهده داری ، قرارداد شده است.می دانند پروژه ای است که بر اساس سیاست های دهه اخیر بانک جهانی در مسیر توانمند سازی حاشیه نشین ها و نه حذف آنها، با تزریق منابع آن بانک به دولت و اجرای آن توسط بخش خصوصی اجرا می شود.پروژه ای است که اینک شور یادگیری حدود ۱۰۰۰ جوان آن خطه به قصد دستیابی به رفاه زندگی و کسب درآمدی حلال را به ارمغان آورده است.

دوستان و آشنایان و احتمال زیاد بازجوهایت به خوبی جدیت و انضباط تو را در هر فعالیتی می شناسند و حتی واقفند که گاهی از سر افراط در این صفات سخت هم می شوی. در این پروژه نیز چنین بودی. خود را مسئول تر از تعهداتت در قرارداد می دیدی.گفتی تعهدات ما اجتماعی است نه سازمانی. وقتی اشتیاق جوانان حاشیه نشین زاهدان را برای یادگیری مهارتی جدید به صحنه آوردی و دیدی که توان پرداخت حتی کرایه ایاب و ذهاب خود را برای رسیدن به شهر و آمدن به آموزشگاهها را ندارند، وقتی دیدی توان خرید وسائل دوره های فنی را ندارند، وقتی دیدی بسی از آنها توان صبحانه خوردن را ندارند و به تغذیه میان روز نیاز دارند، وقتی دیدی حتی توان خرید یک کتاب را ندارند و فهمیدی که اینان همه از جمله عوامل بازدارنده حضور آنان در دوره های مهارت آموزی است، همه و همه را ت