افسانه «مرد مقتدر/ زن خانه دار» را به چالش بکشیم

فاطمه بیرانوند - 13 شهریور 1389

مدرسه فمینیستی: تفکیک و رده بندی مشاغل امری است که در جهان، معمولا به سود مردان و یا به ضرر زنان صورت گرفته است، بدین صورت که کارهای با منزلت اجتماعی پائین تر و درآمد کمتر غالبا به عنوان شغل های زنانه معرفی شده اند و کارهای برتر چون تجارت، مدیریت و امثالهم را به عنوان شغل های مردانه تعریف کرده اند. در جوامع وامانده ای همچون جامعه ما این مرزبندی البته پررنگ تر است و بیشتر به چشم می آید. چنانکه می بینیم نویسنده و کارگردان تئاتری چون چیستا یثربی از اینکه خانمها نمی توانند رئیس مرکز هنرهای نمایشی باشند گلایه دارد و یا ژیلا شریعت پناهی صرفا به دلیل زن بودن برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری رد صلاحیت می شود، این است که مدام می بینیم زنان جامعه بویژه زنان فمینیست از اینکه یک زن برای رسیدن به مقام و شغلی که مرد آن را تصاحب کرده باید زحمتی دو یا چند برابر بکشند دلخورند و معتقدند وقتی زن تلاش می کند و به پیشرفت عالیه ایی میرسد و باز می خواهد قدمی بالاتر بگذازد دیگر جامعه و قوانین نوشته و نانوشته اش اجازه این ترفیع را نمی دهد.

این یکی از انواع عدم عدالت اجتماعی است که به صورت مرد/ زن تعریف شده و به ظالم/ مظلوم می انجامد و زن را به سوی کارهای صرفاَ خدماتی، پُر مشقت و با درآمدی اندک سوق می دهد از جمله: بسته بندی، نظافت آپارتمانها، پرستاری ،منشی گری ،کلفتی و کارهای خانگی مثل سبزی پاک کردن، و سیب زمینی سرخ کردن برای مردم. دایره بسیار محدود زنان برای انتخاب شغل باعث کاهش منزلت زن می گردد که گفته می شود با اسلام نیز منافات دارد. در این قبیل کارهای فرودست (فرودست، به واسطه نداشتن قدرت انتخاب زنان) مدام خطر سواستفاده کاری و حتی اخلاقی از زنان وجود دارد.

چاره این نیست که زنان همین شغل های فرودست را نیز رها کنند و طبق سنت جامعه مردسالار "خانه نشین" شوند بلکه باید شرایط اجتماعی را به نفع خویش تغییر دهند به گونه ای که زمینه برده داری کارفرما و اشخاص ذی ربط به وجود نیاید؛ یعنی زن از منشی گری اش همان درآمدی داشته باشد که مرد از منشی بودنش درآمد حاصل می کند، همان امنیت شخصی را داشته باشد که مرد دارد. در این راستا کمک های دولت مسلما بسیار چشم گیر و تاثیرگذار خواهد بود چرا که هر حکومتی برنامه ریزی و اجرای خرده مسائل سیاسی و اجتماعی را پی می نهد و با تبلیغات رسانه ای خود بر فرهنگ سازی تاثیر والایی می گذارد منتها چون چنین کمکی در کشور ما پیش بینی نمی شود انرژی خود را با بحث در این زمینه تلف نکرده و تئوری بافی در این باب را به کسانی می سپارم که هنوز به کمک قانون و حاکمیت امید دارند. توصیه ام این است که زنان مهارت های خود را به نفع حصار شکنی در شغل ها تغییر دهند و تقویت نمایند. این بدین معنا نیست که ما دیگر معلم زن ،پرستار زن، کارگر زن نداشته باشیم که واضح است می خواهیم جامعه را از یکپارچگی شغل هایی برای آقایان و شغل هایی برای بانوان نجات دهیم تا زنان و مردان طیف گسترده تری از کارها را داشته باشند و آزادانه تر دست به انتخاب بزنند.

یکی از مشاغل به اصطلاح مردانه که زنان موفقی آن را تخصص خود قرار داده اند و از طریقش امرار معاش می نمایند "رانندگی" است. همانگونه که می بینیم امروزه مراکز تاکسی رانی بانوان در تمام نقاط کشور و حتی شهرهای کوچک دور افتاده دایر است. در شهرهای بزرگت