سعید مدنی: خرده جنبش ها در متن یک جنبش دموکراسی خواهی با همدیگر و با جنبش عمومي تعامل دارند

تا قانون خانواده برابر (تهیه و تنظیم: کاوه مظفری): دکتر سعید مدنی، پژوهشگر مسائل اجتماعی، عضو گروه پژوهشی رفاه اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی، و عضو علی‌البدل هیأت مدیره انجمن جامعه شناسی ایران است. وی در زمینه جنبش های اجتماعی مطالعاتی انجام داده، و مقالاتی منتشر کرده است. در ادامه، متن گفتگو با ایشان درباره وضعیت فعلی جنبش زنان، استراتژی های پیش رو، و روابط جنبش زنان با سایر جنبش های اجتماعی، ارائه شده است:

 در سال گذشته، متاثر از رویدادهای سیاسی که در ایران اتفاق افتاد، مباحث زیادی پیرامون رابطه میان جنبش های اجتماعی و نیروهای سیاسی در گرفت. یکی از مسائلی که در این زمینه مطرح شد، بحث درباره جایگاه جنبش زنان (مطالبات و اقدامات بالفعل زنان ایران) و رابطه آن با دموکراسی و جنبش دموکراسی خواهی بود. اینکه تحقق مطالبات زنان را باید به پس از گذار به دموکراسی موکول کرد، یا اینکه گذار به دموکراسی بدون تحقق حقوق زنان میسر نیست؟ در این رابطه، می خواستم نظر شما را جویا شوم؟ چه رابطه ای میان حقوق زنان و گذار به دموکراسی وجود دارد؟ کدامیک بر دیگری مقدم است؟

سعید مدنی: با اینکه دیدگاه های مختلفی نسبت به رابطه بین خرده جنبش ها و جنبش دمكراتيك و فراگير وجود دارد، من تا به حال ندیدم که کسی یا جریانی معتقد باشد که خرده جنبش ها باید تعطیل بشوند. در واقع، یک توافق و اجماعی بین دیدگاه های مختلف وجود دارد که در صورت وقوع یک جنبش فراگیر دموکراسی خواهی، خرده جنبش ها همچنان کارکرد خود را دارند، و توصیه ای به تعطیل شدن آنها وجود ندارد. در واقع، همه دیدگاه ها به نوعی تعامل میان جنبش فراگیر و خرده جنبش ها را می پذیرند؛ اما بر سر نوع این تعامل با هم اختلاف نظر دارند.

البته، برخی از تحلیلگران اصل وجود جنبش زنان را مورد سوال قرار می دهند. یعنی صورت مسئله را به این ترتیب مطرح می کنند که جنبش زنان به طور واقعی وجود ندارد، بلکه هرچه هست منحصر به تلاش گروهي از فعالان زن است، و بنابراین این فعالان باید خود را در دل جنبش فراگیر دموکراسی خواهی تعریف بکنند. در واقع، این دسته از تحلیلگران اساساً وجود خرده جنبشی به نام جنبش زنان را منکر می شوند. برخی دیگر از تحلیلگران، بر سر مصداق واقعی جنبش زنان بحث می کنند. مثلاً می گویند که آیا مصداق واقعی جنبش زنان، تلاش های فعالان معتقد به برابري حقوق زنان و مردان است؟، یا نمود اين جنبش را در نقشی که زنان در کل جنبش دموکراسی خواهی دارند، و اراده مصمم آنان براي پیشبرد جنبش فراگیر و دمكراتيك بايد جستجو كرد. خب، اگر مصداق جنبش زنان را در رويكرد دوم توضيح دهيم، بنابراین اصلاً تعارضی بين جنبش زنان و جنبش فراگير سبز وجود نخواهد داشت.

در واقع، تبیین های مختلفی از بود یا نبود، و چگونگی جنبش زنان وجود دارد، که هر یک از این تبیین ها باعث می شود تا موضع متفاوتی نسبت به رابطه جنبش زنان با جنبش فراگیر دموکراسی خواهی اتخاذ شود. مثلاً خاطرم هست که یکی از فعالان حقوق زنان گفته بود که جنبش زنان راکد شده، چون عده زیادی از فعالان به خارج از کشور مهاجرت کرده اند. به نظرم، در اينجا، اساساً مفهوم جنبش زنان خلط شده، چراکه کنش تعدادی از فعالان حقوق زنان مترادف شده با کل جنبش زنان. به نظر من، کنش فعالان حقوق زنان به معنای کل جنبش زنان نیست، و امكان آن نیست که با