فمینیسم عمل گرا ( قسمت چهارم): آموزش و پرورش

ترجمه و تالیف : جلوه جواهری - 3 خرداد 1387

آغاز سخن

اولین طلیعه های جنبش زنان در ایران به دوران مشروطه بر می گردد. در آن دوران هنوز مدرسه ای برای زنان وجود نداشت و آنها از حق تحصیل محروم بودند. ایجاد مدرسه توسط زنان و برای زنان از دستاوردهای بزرگ آن دوره است. بعد از آن، زنان با تلاش های بسیار خود حق تحصیل را گرفتند. با این وجود از آن زمان تا کنون، تبعیض جنسیتی در نظام آموزشی رسمی کشور بسیار قدرتمند وجود داشته است. هیچ گاه محتویات آموزشی که به پسران و دختران داده شده است یکسان نبوده و اغلب دروس مدرسه در جهت تداوم و ماندگاری نظام سلسله مراتبی و دوگانه مردانه - زنانه و تثبیت فرودستی زنان عمل کرده است. دختران علاوه بر آن که در نظام آموزشی امتیازت کمتری دارند، فرودستی و تسلیم شدن به ایدئولوژی های مسلط مردانگی و زنانگی را نیز در همین نظام می آموزند. آنها در حرفه و فن (تنها درس عملی مدرسه که با زندگی واقعی آنها سرو کار دارد)، دوختن و پختن و پسران تعلیمات فنی می بینند. دختران را برای رشته های خاصی که تصور می شود برایشان مناسب تر است هدایت می کنند و از این راه فرصت های شغلی آنها در بازار به شدت کاهش می یابد. این سلسله مراتب آموزشی به راحتی بازتولید کننده نظام دوگانه مردانگی_زنانگی و تقسیم کار جنسیتی است.

در نظام آموزشی ایران علاوه بر محتویات آموزشی کتاب های درسی، چه در دوران مدرسه و چه در آموزش عالی، روش های آموزشی بسیار منفعل کننده و غیر خلاق است. کمتر آموزشگری می تواند با سیستم بسته آموزشی ایران، روشی نو بیافریند. کودکان از همان ابتدا یاد می گیرند که خلاقیت خود را سرکوب کنند و در جهت بایدها و نبایدهایی که به آنها آموزش داده می شود حرکت کنند و شاید هم بی حرکت بمانند. ذهن آنها خالی از هنر و آفرینش می شود. زندگی روزمره که مجبورند با آن مواجه شوند هیچ جایگاهی در نظام آموزشی ما نداشته است و هیچ تدبیری برای سوال های روزمره و بسیار عادی که دائما با آن مواجهند و باید پاسخی برای آن داشته باشند، اندیشیده نشده است. برای مثال حتا آموزش قانون که هر شهروندی باید آن را بداند، در نظام آموزشی ما جایی ندارد. در یک کلام کودکان از همان ابتدا هیچ گاه یاد نمی گیرند چگونه باید در زندگی خود با مسائل چالش برانگیز، مواجه شوند. سوالها دور و کلی است و همه پاسخ ها به آنها، مشخص و قطعی است. پاسخ ها نباید باز باشد و ذهن کودکان به سوی هیچ پاسخ از قبل مشخص نشده ای نباید به پویش در آید. سلسله مراتب اجتماعی را از همان ابتدا در می یابیم و آنها را نهادینه می کنیم. هیچ چیز نباید در ذهن کودکان، مخالف و یا حتا در چالش با وضع موجود صورت گیرد. تنها حفظ کردن و رونوشت کردن را می آموزیم. یاد می گیریم که چگونه مانند دیگران فکر کنیم و حتا تصویر بسازیم. عمل اندیشیده اولین چیزی است که از تجربه آن، برای همیشه در دوران کودکی خود محروم می شویم. مدرسه به مانند سرباز خانه است. با میله هایی که ما را از فضای بیرون جدا می کند. ساعت 7 صبح باید به آنجا برویم و به صف بایستیم و سرود صبحگاهی بخوانیم. روی نیمکت های سخت و خشن بنشینیم و حتا در دوره دانشگاه نیز دروس فنی را با گچ و تخته سیاه بگذرانیم بدون آنکه تصوری از این دروس به طور عملی داشته باشیم.

فعالان جنبش زنان از دیرباز به دلیل آنکه طعم تلخ سلسله مراتب اجتماعی را در زندگی اجتماعی و فردی خود