جنبش جدید دانشجویی ایران / سعید پیوندی

رادیو فردا: ۱۶ آذر دیگری از راه می‌رسد با فضایی بسیار متفاوت در مقایسه با همه ۵۶ سال گذشته. این تفاوت هم به زمینه سیاسی امروز ایران بازمی‌گردد و هم به شرایط و ذهنیت موجود در حرکت‌ها و جنبش دانشجویی.

جنبش دانشجویی به خاطر دوام و پایداری در زمان به بخشی از حافظه جمعی جامعه و نهادی نمادین و نامرئی تبدیل شده که حتی در شرایط دشوار و عدم وجود تشکل‌های دانشجویی هم از نسلی به نسل دیگر دانشجو منتقل می‌شود. هیج حکومتی در نیم قرن گذشته نتوانسته است روح ۱۶ آذر را در کالبد دانشگاه از میان ببرد.

آن چه که امروز در دانشگاه‌ها و جامعه ایران می‌گذرد نشان از تحولاتی فکری و جامعه‌شناسانه دارد که با گذشته‌ها بسیار متفاوت است. انتخابات سال ۱۳۸۸ و جنبش اعتراضی پس از آن وزن اجتماعی جدید و غیرقابل انکار دانشجویان و دانشگاه را به نمایش گذاشت. جنبش دانشجویی و دانشگاه بیش از هر زمان دیگر در مرکز جامعه و نیروهای زنده جامعه که برای تغییر شرایط تلاش می‌کنند قرار دارد.

روی خط تاریخ

حرکت‌های دانشجویی در شکل اولیه آن در میان اولین جوانانی که از ایران برای تحصیل به خارج از ایران رفتند یا موسسات آموزش عالی جدید نوبنیاد پا گرفت. گروه‌های دانشجویی با وجود کمیت ناچیز خود سهم مهمی در تحول فضای فرهنگی و سیاسی آن زمان ایران بر عهده داشتند. اما برای سخن گفتن از جنبش دانشجویی باید به سراغ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ رفت.

جامعه پرالتهاب ایران این دوره شاهد تاثیر متقابل جنبش دانشجویی و جنبش‌های سیاسی و اجتماعی در بطن جامعه بود. در این سال‌ها دانشگاه‌های ایران دومین مرحله گسترش کمی خود را طی می‌کردند و تعداد دانشجویان از ۲۴۰۰ نفر در سال ۱۳۲۰ به حدود ۱۰ هزار نفر در سال ۱۳۳۲ رسیده بود. ویژگی مهم جنبش دانشجویی این دوره ارتباط آن با سایر جنبش‌های مدنی و سندیکایی به‌ویژه جنبش کارگری و نیز مشارکت فعال در رویدادهای سیاسی است. دو نیروی سیاسی اصلی آن زمان یعنی حزب توده ایران و جبهه ملی از نفوذ فراوانی در دانشگاه برخوردار بودند و تشکل‌های دانشجویی هم تا حدود زیادی از این فضا و دسته‌بندی سیاسی تاثیر می‌گرفتند. آن چه در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ در دانشکده فنی دانشگاه تهران گذشت بازتاب همین واقعیت اساسی بود.

دهه ۱۳۴۰ آغاز دیگری برای جنبش دانشجویی بود. حرکت‌های دانشجویی این دوره چون گذشته نوعی آیینه تحولات بیرونی جامعه بودند. ولی همزمان و برای نخستین بار به خاطر بسته بودن فضای عمومی هسته اصلی فعالیت گروه‌های سیاسی نوظهور (حرکت‌های مسلحانه) به داخل دانشگاه منتقل شد. سال‌های ۴۰ دوران رونق جنبش‌های اعتراضی جوانان و روحیه طغیانی این گروه جدید اجتماعی هم به شمار می‌رود. حرکت‌های دانشجویی در این دوره برای نخستین بار شاهد شکل‌گیری گروه‌های اسلام‌گرا در میان دانشجویان بودند.

جنبش دانشجویی و انقلاب ۱۳۵۷

جنبش دانشجویی دهه ۵۰ شمسی در داخل و خارج کشور (کنفدراسیون دانشجویی) در بخش اصلی و فعال خود جنبشی انقلابی بود و با وجود طرح برخی مطالبات دمکراتیک برای دمکراسی مبارزه نمی‌کرد. بدنه اصلی و فعالین جنبش دانشجویی اعضای سازمان‌های سیاسی بودند که در برنامه آنها گذار به جامعه باز و دمکراتیک جای چندانی نداشت. برای نسل دانشجویی که من هم به آن تعلق داشتم حتا شعار دمکراسی با محتوای دمکراتیک طرح