آیا دکتر شریعتی برای زن امروز، حرفی برای گفتن دارد؟

فاطمه صادقی - 14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: روز سه شنبه 24 خردادماه 1390، گروه جامعه شناسی دین انجمن جامعه شناسی ایران نشستی با عنوان «رابطه دکتر شریعتی با زن امروز ایران» در سالن کنفرانس این انجمن بر پا کرد. به گزارش مدرسه فمینیستی، در این نشست، فاطمه صادقی گیوی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه زنان، به ایراد سخنرانی پرداخت. متن کامل سخنرانی فاطمه صادقی در این نشست را در ادامه می خوانید (عکس ها: عاطفه کشتکار):

آیا دکتر شریعتی برای زن امروز حرفی برای گفتن دارد؟

پرسش از رابطۀ «ما» با شریعتی، محور بحث امروز است. این بحث را در سه قسمت ارائه می کنم: نخست، به این پرسش می پردازم که چرا باید به شریعتی بازگشت. دوم، اینکه شریعتی بر بسیاری از مادران خواهران ما چه تأثیری داشت، و سوم اینکه رابطۀ او با ما چگونه است.

1- چرا بازگشت به شریعتی؟

شریعتی از چهره های مناقشه بر انگیز است. برخی آرای او را هنوز هم الهامبخش می دانند. عده ای دیگر تأثیرگذاری او را خنثی و او را شخصیتی می دانند که به تاریخ پیوسته است. چه دیدگاه شریعتی را در مورد بسیاری مسائل از جمله جنسیت رد و چه قبول کنیم، در نظر گرفتن این نکته مهم است که شریعتی از معدود روشنفکران مردمی و تأثیرگذار بر جامعۀ ایران، هم پیش و هم پس از انقلاب است که ما می توانیم با او به گفتگو بنشینیم، زیرا دستکم مثل بسیاری دیگر در مورد وضعیت زنان در جامعه سکوت نکرده است. به نظر من با اینکه برخی از تلاش های فکری روشنفکران مردمی تأثیرگذار در ایران بعد از انقلاب در مورد جایگاه زنان و مسألۀ جنسیت شایان تقدیر است و در این زمینه به ویژه می توان به نقش نشریۀ ایران فردا اشاره کرد، اما واقعیت این است که بسیاری از چهره های روشنفکری عامه خواه سکولاریست یا دینی، بر خلاف دیگر اندیشه هایشان، یا در مورد جنسیت ساکت بوده اند، یا آگاهانه و نا آگاهانه با ایدئولوژی رایج و غالب در جامعه و سیاست همراه بوده اند. به نظر من یکی از دلایل همدلی در بین بسیاری از روشنفکران دینی را باید در تأثیری جستجو کرد که آنها از دیدگاه های مرتضی مطهری در مورد زنان گرفته اند. می دانیم که آرای مطهری در این مورد زیربنای ایدئولوزی جنسیت در ایران بعد از انقلاب را تشکیل می دهد و طیف گوناگونی از افراد به ویژه در میان روشنفکران دینی از او متأثربوده اند. برای نمونه می توان به تأثیر مطهری بر افکار آقایان سروش، کدیور، و سعید حجاریان یاد کرد. هر یک از این چهره ها ممکن است از جسارت اندیشه ورزی و تعمق در حوزه های دیگر برخوردار باشند، اما در مورد جنسیت، تفاوت چندانی میان آرای آنها با مطهری و ایدئولوژی جنسیتی غالب در ایران بعد از انقلاب وجود ندارد. یادآور می شوم که میان افکار مطهری در مورد نقش زنان در جامعه با آرای شریعتی تفاوت بسیار است. آرای اولی در این مورد بسیار محافظه کار و دیدگاه های دومی بسیار انقلابی و سنت شکن است.

با در نظر گرفتن این ملاحظات می شود گفت شریعتی خواهی نخواهی هنوز هم در میان روشنفکران عامه کمترین فاصله را با ما را دارد. افزون بر این، بر خلاف بسیاری دیگر هنوز هم می توان با او به گفتگو نشست؛ حتی اگر این گفتگو از جنس انتقادی باشد و به اجماع ختم نشود. با اینحال اهمیت شریعتی تنها به این خلاصه نمی شود که او ما را به خود راه می دهد و می توانیم با او گفتگو کنیم، بلکه د