مرگ سیامک پورزند، تصویر دوپاره خانواده های کنش گر / مدرسه فمینیستی

"ای ساعت بدهنگام

چرا با ترسی بی دلیل می آمیزی

هستی باید سپری شوی

سپری می شوی ، زیبایی در همین است" شیمبورسکا

ساعت بدهنگام برای مهرانگیز کار و خانواده او با ترسی بی دلیل در نیامیخته بود ... تهدید، کنترل ، زندان ، ممنوعیت خروج ، پاشیده شدن خانواده ، و سرانجام مرگ پدری دور از دختران و همسر خویش...

هرچند ترسی مستدل می توانست پشت سه زن در این خانواده را بلرزاند ، اما آنچه این سه تن را همچون تثلیث مهر و عطوفت و رهایی بر ضلع و زاویه یکدیگراستوار ساخته بود اعتقاد به برابری ، دموکراسی و احترام به حقوق بشر بود.

مهری کار ، لیلی و آزاده پورزند از اواسط دهه هفتاد ، مورد بازجویی های رسمی و غیررسمی دستگاه امنیتی کشور بودند. و پس از کنفرانس برلین و زندانی شدن مهری کار؛ این فشارها افزایش یافت.

پس از آزادی از زندان ، ادامه فشارهای امنیتی از یک سو و شدت بیماری مهری از سوی دیگر موجب شد که وی با تنی خسته، همچون ماده شیری فرزندان خویش را از مهلکه به در برد و در دیاری دور و به مشقت ، مشق برابری خواهی جنبش زنان را به آنان بیاموزد تا که هریک خود چهره ای شناخته شده در موضوع حقوق زنان و حقوق بشر شدند.

تنها ماندن سیامک پورزند در ایران ، و سوابق فعالیتهای مطبوعاتی و هنری او و افزون بر آن، جرمی همچون همسر مهری کار بودن ، موجب شد که این بار دستگاه امنیتی ، با توجه به کهولت و بیماری وی براو بتازد و بدین سیاق موجبات آزار مهری و دخترانش را نیز فراهم آورد.

اما این سه زن ، صبورانه تاب آوردند. و در این مدت از پا ننشستند و با حمایت بی وقفه و همه جانبه ازحرکت ها ی جنبش زنان ایران و فعالان دربند و تحت کنترل، میزان تعهد و مسئولیت خویش را نسبت به جنبش زنان و آرمان های حقوق بشری نشان داده اند.

دوری این خانواده از هم ؛ هرچند که ناعادلانه طراحی و به این سه زن تحمیل شد اما هریک از آنان سعی کردند که با تکیه بر خرد و تعقل و مدنیت؛ این مشکل را از سرراه بردارند. نامه ها و درخواست های قانونی مهری کار و دختران اش از مسئولین قضایی و امنیتی برای اجازه خروج ازکشور برای سیامک پورزند و تلاش های آزاد ه جوان و بی تاب دیدن پدردر سفرهای کوتاه مدت به ایران ؛ هرچند که پس از هر سفر مورد بازجویی و تهدید قرار گرفت وسرانجام از دیدار پدر محروم شد و پدر نیز در دوری دختر عزیز کرده خویش؛ چشم به راه وی؛ جان از دست داد.

بردباری و تحمل برای این سه زن محبوب و محترم جنبش زنان ایران را آرزومندیم.

مدرسه فمینیستی