سیمین دانشور ، یگانه نگارنده روزگار

آسیه نظام شهیدی - 14 دی 1391

" هر نویسنده ای یکپا مورخ است ، منتها تاریخ نویس دل آدمی در روزگاری خاص "

سیمین دانشور . گفتگو با هوشنگ گلشیری .مجله ی مفید .سال 66

مدرسه فمینیستی: درباره سیمین دانشور چه می توان گفت که نگفته باشند؟ از کدام منظر می توان نگاهش کرد که دیده نشده باشد؟ داستانسراست. اندیشمند است. مترجم است. آموزگار است . همراه و همسر مردی که سالیان دراز بر عرصه های اندیشه ی اجتماعی و فرهنگی ایران معاصر تاثیر گذاشته . انسانی ست شریف که بخاطر بزرگترین آرمان تمام زندگیش یعنی انسان گرایی وانسان مداری رنج بسیار کشیده با قلمش دادخواهی کرده و غمگسار بسیاردرمندان بوده و هست .یک ایرانیست که بر تاریخ، ادبیات، هنر، مذهب، اندیشه ی سیاسی و اجتماعی سرزمینش نه تنها احاطه و اشراف دارد که با آنها زیسته است .ونیز پیش از همه ی اینها اما ، او یک زن است . بانویی ایرانی که اصالت و شرافت ومهر و هنرمندی وذوق و خلاقیت و وارستگی و نجابت و صبوری و آزادگی را یکسره به نام خود کرده . سیمین دانشور بانویی به تمام ، ایرانیست و در تمام عرصه ها و سویه های هستی و هویتی اش یگانه است .

آیا این نیکبختی چهره ی هنری سرزمین ما بوده که همه ی عناصر روزگار دست به دست هم بدهند تا در ابتدای قرن ، یعنی پایان دوره ی کهن و آغاز دوره ای نوین، نزدیک به صد سال پیش ، فرزندی در شیراز چشم به دنیا بگشاید (ادریبهشت 1300) ، در خانواده ای فرهیخته ، زیر سایه ی پدری فرزانه و انسان دوست ( دکتر محمد علی دانشور ) و مادری هنرمند ، نقاش و مدبر ( قمر السطنه حکمت ) پرورش یابد ، به سبب تمکن مالی خانواده و زمینه ی اشرافی آن ، دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بهترین مدرسه شیراز ( مدرسه ی انگلیسی مهر آئین ) سپری کند ، از گنجینه ی کتابخانه ی پربار پدر بهره مند شود ، با آداب و رسوم سنتی و اشرافی روزگارخود مانوس باشد ، خانواده ها و افراد خارجی مقیم شیراز را بشناسد و به جهت تسلط بر زبان بیگانه در همان ابتدای نوجوانی با آنان گفتگو و حشر و نشر داشته باشد ، در انواع ورزشهای زمان خود مثل اسب سواری و شنا مهارت داشته باشد و به جهت رشد در نقطه ی خاص جغرافیایی سرزمین مان و در زمانه ای حساس ( درست بعد از کودتای 1299 و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین و تسلط انگلیسیها بر مناطق جنوب از جمله شیراز ) با بسیاری از مسائل سیاسی و اجتماعی پیرامونش آشنا شود؟

آیا این نیکبختی چهره ی هنری سرزمین ماست که این فرزند زمانه ی نوین دختری باشد که به جهت گوهر ذاتی و هوش سرشار و توانایی درونی به بهترین وجه ممکن از این اسباب و سامان مهیای خانوادگی بهره بگیرد تا سرانجام واز پی گذراندن فراز و نشیب ها، تاجی شود بر فراز قله ادبیات و فرهنگ معاصرایران ؟ آیا این نیکبختی چهره ی هنر سرزمین ماست که بانویی آن را آذین بسته و چراغ روشنایی بر آن تابانده و جمال و جلال آن را آراسته ؟

آیا هر دختر ایرانی دیگری که در چنین موقعیت تاریخی و جغرافیایی و در چنین محیطی پرورش می یافت می توانست اکنون چنین جایگاهی در پهنه ی ادبیات معاصر ایران داشته باشد ؟ . پاسخی نداریم . تنها در باره ی سیمین می دانیم و خوانده ایم که در سال 1316 اولین مقاله اش با عنوان ( زمستان بی شباهت به زندگی ما نیست ) در روزنامه ای محلی چاپ شد . درسال 1317در امتحانات نهایی دوره ی متوسطه شاگرد اول در سراسر کشور شد .