بهاره علوی، غروب "دختر خورشید" / عفت ماهباز

مدرسه فمینیستی: در هوای بهاری ، پس از سرک به سایت های خبری ظاهرا امروز،اعدام و سنگسار و یا دستگیری تازه ایی نیست. یعنی قرار نیست بغضی فرو شود و چنگی بر دل چاک چاک ما زده شود.

اما ایمیل ها:چنیدین و چند ایمیل با عنوان "بهاره علوی" رسیده بود فکر بد به خود راه ندادم. بهاره را بخصوص در جریان هشت ماهه جنبش ایران، تنها، ایمیلی می شناختم ، بین ما ایمیلی چند رد بدل شده بود. از او نام زندانیان زن و عکس کسانی که جوانی داده برای رای شان را داشتم. اما دیگر هیچ از او نمی دانستم ، حتی سنش را .گمان بردم لابد خبری را بهاره داده، بقیه در موردش حرف و حدیث گفته اند. آخرینش را گشودم:

"هنوز باورم نمیشه که این اتفاق افتاده باشه امیدوارم مادرش و برادرش بتونن این روزای بد رو پشت سر بذارن وروزهای بهتری در انتظار همه مون باشه می دونیم که بهاره چقدر پر تلاش بود و جای خالیش پر نخواهد شد"

بغض راه گلو را بست ، همراه باران چشمم تند و تند ایمیلها را خواندم خبرها مغشوش در هم برهم و دوخطی بود از مرگ پدر بهاره می گفت و بستری بودن مادر، پس امید اندکی ماند برای دوستی نوشتم :

"سامانه جان ایا خبر در مورد بهاره درست است؟ هرکس خبررا به شکلی اتعکاس داده خبر تو به وضوح از مرگ او می گوید دلم می خواهد خبر دوستانی را که گفتند پدرش فوت کرده باورباور کنم. ........

جز چند ایمیل هیچ شناختی از او نداشتم" در گوگل زدم بهاره علوی،برای دیدن عکسش جستجو کردم گوگل هم او را نمی شناخت، مدرسه فمنیستی نوشت :

"امروز 6 اردیبهشت ماه، خبر رسید که بهاره علوی، از فعالان جنبش زنان و همراهان کُرد کمپین یک میلیون امضا، و نویسنده وبلاگ دختر خورشید در تصادفی جان باخته است. او که در 11 فروردین ماه همراه با خانواده اش در جاده سنندج تصادف کرده بود، پس از روزها بستری بودن در بیمارستان و عواقب ناشی از این تصادف بالاخره امروز درگذشت. او پیش از فوت اش مرگ پدرش را و بستری شدن مادرش را به واسطه این تصادف شاهد بود. ....."

وبلاگ شخصی اش را خواندم و "دختر خورشید" را شناختم

http://www.2khtarekhorshid.net/

اما دیر هنگام بود دختر خورشید برای همیشه غروب کرده بود غروبش را باور نمی کردم این بار گوگل را برای نوشته هایش جستجو کردم مطالبی که بهاره نوشته می بی مصاحبه هایش در باره زندانیان در باره یک میلیون امضا در باره حجاب و در باره ارزویش از ازادی،از زندانیان سیاسی بهاره بر این باور بود"؛ زمانی که فعالین جنبش دست‌گیر می شوند، تنها کاری که از اطرافیان برمی‌آید رسانه‌ای کردن دستگیری‌ها است. وی پوشش خبری در مورد فعالان شهرستانی را بسیار اندک می‌دانست...."

این دختر پرشور 21 ساله ، «درباره خود» در وبلاگ اش، خود را اینگونه معرفی می کند:

باید این ناله ی خشم آلودت/ بی گمان نعره و فریاد شود/ باید این بند گران پاره کنی/ تا تو را زندگی آزاد شود/ خیز از جا پی آزادی خویش/ خواهر من، ز چه رو خاموشی/ خیز از جای که باید زین پس/ خون مردان ستمگر نوشی

در روز جهانی زن نوشت:

"ولی تا نوبت زن ها می رسه، زن هایی که توی همین سیستم مردسالار کینه ای شدند...زنایی که نفرت رو یاد گرفتند...همه شمشیرا رو از رو می بندن که وا ویلا هوای برتری زده به سر خانم ها...حالا نه که این برتری رو صد ساله دنبالشیم الان چقدرشو بهش رسیدیم؟! که قصد کشتن می کنن .....

صبح روزمون، با اعصاب خورد