گفتمان شریعتی : دغدغه ی فقدان هویت زن ایرانی در سایه ی مدرنیته ی غرب

آزاده دواچی - 14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: حضور چهره های مذهبی در جنبش های ضد استعماری و ضد شاه قبل از انقلاب 57، تأثیری انکار نشدنی بر فعالیت های زنان و حضور زن ایرانی در عرصه ی سیاست و اجتماع به خصوص در شکل گیری و برآمد انقلاب داشته است. چهره هایی همچون «دکتر علی شریعتی» و «جلال آل احمد» که در تلاش بودند تا به مبارزه با الگوهای غربی بپردازند و در عوض الگوهای اسلامی و ملی را جایگزین کنند. همانطور که دکتر نیره توحیدی می نویسد: "نوشته های جلال آل احمد که از حزب توده بود در کنار سخنرانی ها و مقالات معروف دکتر شریعتی؛ اصلاح طلب اسلامی تحصیل کرده در فرانسه، نقش مهمی در پُررنگ کردن و عمومی ساختن گفتمان ضد غربی و ضد امپریالیستی در انقلاب 57 را داشتند . هر دوی آنها پروسه ی مدرنیزه را بازیافتی و مسموم می دانستند " (122). دکتر شریعتی با قرائت های تازه از اسلام و نشان دادن راهکارهای سیاسی نوین به زن ایرانی که تماما بر پایه ی آموزه های مذهبی قرار داشت توانست بخش وسیعی از زنان به خصوص از قشر مذهبی و سنتی را علیه نظام شاه بسیج کند. دکتر شریعتی در کنار دیگر کسانی چون آیت الله خمینی در ارائه ی تئوری های دینی و شخصیت های تاثیرگذار زن مذهبی در زمان قبل از انقلاب نقش بسزایی داشته اند.

از فردای مرگ دکتر شریعتی و به ویژه پس روی کار آمدن حکومت دینی در کشور، نقدها و نظرات بسیاری پیرامون آراء شریعتی و نگاه او به زنان، در افکار عمومی روشنفکران مطرح شده است که بعضی از این نقدها جانبدارانه و تنها به واسطه ی خصومت با دین و مذهب است و بعضی دیگر، که معمولا به جا و سنجیده هستند حوزه ی تخصصی نگاه شریعتی به زنان را شامل می شود. آنچه که در این مقاله قصد دارم به آن بپردازم رویکرد انتقادی به نگاه دکتر شریعتی به زنان و همینطور تاثیر اندیشه های او در رشد بنیادگرایی دینی پس از انقلاب است. گرچه که نمی توان گفت اندیشه های دکتر شریعتی به طور مستقیم در رشد بنیادگرایی، تاثیر داشته است، اما ارائه ی الگوهای باورپذیر مذهبی و ایدئولوژیک او بر سرنوشت بسیاری از زنان در ایران در دهه های بعد از انقلاب تاثیری عمیق گذاشته است. هرچند نباید از نظر دور داشت که اندیشه های شریعتی در زمان خود توانست بسیاری از زنان را از کنج خانه ها به حوزه ی چالش های سیاسی و اجتماعی وارد کند، اما همین اندیشه ها طی چند مرحله تغییر و دگرگونی، متاسفانه علیه حقوق زنان در دهه های بعد از انقلاب عمل کرد.

رویکرد انتقادی به شریعتی

دکتر شریعتی در کتاب «فاطمه، فاطمه است» که مجموعه ای از سخنرانی های اوست به طور کلی در مورد نماد زن اسلامی سخن گفته است. در این کتاب شریعتی با طرح الگوهای اخلاقی و گریز از سنت، به نوعی الگوهای از پیش تعیین شده ی مذهبی را جایگزین می سازد. هرچند که تیغ تند انتقاد او به سوی بنیادهای سنتی مذهب است که از نظر او، برداشت سوئی از مذهب دارند. شریعتی تماما می کوشد تا بنیان دیدگاه های سنتی را به چالش بکشد و آنچه که او پیشنهاد می کند گریز از سنت های غلط و شکل دهی آنها در سایه ی مذهب سیاسی است. او به دنبال راه حلی برای گریز از شرایط چندگانگی و در واقع روی آوردن به اسلامی بود که درس هایش با آنچه که در باور عمومی جا افتاده بود، کاملا متفاوت باشد. شریعتی همانند دیگر رفرمیست ها و روشنفکران منتقد غرب، به دنبال الگویی از زن می گشت که از یک سو ب