نظامی گری و خشونت علیه زنان دو روی سکه "دیگری سازی

لیوسیندا مارشال / برگردان: فرانک فرید - 14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: از آغاز به كار "شبكه فمينيستي صلح" در سال 2001، من درباره ميليتاريسم و خشونت عليه زنان بارها و بارها نوشته و يا سخنراني كرده ام. مشكلات زيادي که در آن سالها شاهدش بوده ام حتی حادتر هم شده اند و درپرداختن به این فجايع بهبود قابل ملاحظه ای حاصل نشده است. بنابراين من كماكان در حال نوشتن و گفتن درباره اين موضوع هستم، و اين نوشته گزيده اي از سخنرانی من در دانشگاه ديتون است – لیوسیندا مارشال[i]

وقتی انفجار بمب، خشونت و نسل کشی سرخطِ خبرها را تشكيل مي دهند، آنچه برجا مي ماند، بدن زنان به مثابه بخش غير قابل رؤيتِ كارزار است. / مارگو وال استروم[ii] (نماينده ويژه سازمان ملل در حوزه خشونت عليه زنان در مواقع جنگ)

براي اينكه كاملن متوجه موضوع خشونت عليه زنان شويم لازم است با دیدگاهی جنسيتي به آن نگاه كنيم و من امروز روي اين سؤال تمركز خواهم كرد كه کدام ویژگیِ ميليتاريسم، زنان را بالاخص در موقعیت های مخاطره آمیز قرار می دهد.

انسان با سه روش اساسي در پي كسب توانمندي است:

 اول، قدرت فردی یا به عبارت دیگر، قابليت ها و نيروهای درونی خودِ فرد
 سپس، قدرت جمعی یا قدرتِ جامعه (كه همه ی ما در آن مشترك هستیم.)
 دست آخر، قدرتِ برتر (که به باور بسياري مي توان با اعمال قدرت از بالا به توانمندي دست يافت.)

ميليتاريسم و نظام پدر سالاري ــ كه میلیتاریسم از آن دفاع مي كند ــ مبتني بر همين قدرت نوع سوم است كه زنان را بالاخص در معرض خطر شكنجه، خشونت و آزار قرار مي دهد.

براي كسب توانمندي به اين طريق لازم است قدرتِ برترِ خود را بر چيزي يا كسي اعمال كنيد و برای اعمال آن، نياز داريد هدفِ مزبور را "ديگري" قلمداد كنيد.

وجه اساسی ميليتاريسم و خشونت عليه زنان، همین خلق "ديگري" است. خلق ديگري يعني ايجاد تمايز ساختگي بين دو گروه از مردم. اين "ديگري" به مثابه كمتر يا كهتر يا پائين تر تعريف مي شود. وقتي "ديگري" به عنوان كمترتلقي شود يا بايد نابود شود و يا مورد حمايت قرار گيرد.

امروزه تلفات غير نظاميان 70% كل تلفات اقدامات نظامي را تشكيل مي دهد. از آنجا كه اکثریت جامعه متشکل از زنان و كودكان است، در نتيجه بيشترين تلفات جنگ از بين آنهاست.

چه ویژگی منازعات نظامي زنان را بخصوص آسيب پذير و بي دفاع مي سازد؟

 در وهله ی اول تضعيف يا تلاشي دولتها و عدم اجراي قانون
 عوامل ديگر شامل بي خانمان شدن؛ دورافتادن از خانواده، بخصوص دور افتادن از مردان سرپرست و نان آور؛ و پناهندگی
 و در نهايت از دست دادن شغل و يا منبع درآمد

موارد زير سهل الوصول ترین راههاي شكنجه و آزار جنسي زنان در نتيجه نظامي گري است:

 تجاوز
 بردگي جنسي /قاچاق جنسي
 ازدواج و بارداري هاي اجباري
زن كشي و نسل کشی

نكات ديگري كه در این رابطه بايد مد نظر قرار گیرد:

 ديگر جنگ ها نه در ميدان نبرد كه در شهرهاي بزرك و كوچك و روستاها صورت مي گيرد.
 در جنگها غالبن بدن زنان بخشي از زمين جنگي محسوب مي شود كه نيروهاي متخاصم برسر آن يا بر آن نبرد مي كنند!
 اغلب، بدن زنان جزو غنايم جنگي به حساب مي آيد، و يا تحت عنوان كلي "خسارات فرعيِ" جنگ ناديده گرفته مي شود.
 خشونت عليه زنان با خاتمه جنگ باتمام نمي رسد. (همه ما از تجاوز سربازان حافظ صلح سازمان ملل گزارشهايي شنيده ايم و يا در مورد سربازاني كه پس از بازگشت به خانه هايشان