نقد و بررسی جنبش زنان ایران در بستر جنبش سبز

دکتر نیره توحیدی - 14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: مقاله حاضر، متن سخنرانی دکتر نیره توحیدی[1] است در بیست و یکمین کنفرانس پژوهش های زنان ایران که در 24-26 تیرماه 1389 در پاریس برگزار شد. دکتر نیره توحیدی پروفسور و مدیر دپارتمان مطالعات زنان و جنسیت در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در نورتریج و دارای تألیفات و نوشته های متعددی است که به زبان های مختلف به چاپ رسیده اند:

مایلم پیش از شروع بحث، تاکید کنم که بخش زیادی از نکاتی را که طرح خواهم کرد، حدود سه سال پیش با برخی یاران و کنشگران در شهر محل سکونت خود در میان گذاشتم و در جلسه ای کوچک در منزل یکی از فعالین، بخشی از این نظرات طرح و نیز ضبط هم شد و از آن تعامل، بسیار آموختم. اماتنظیم و تدوین آنها تا این کنفرانس به طول انجامید چرا که مطمئن نبودم طرح بیرونی چنین نقدهایی از طرف کسی مثل من که در میدان اصلی مبارزه هم نیست دقیق یا مناسب باشد. لذا طرح آنها امروز شاید به نظر خیلی ها دیر شده باشد، چرا که امروز با دغدغه های تازه ای درجنبش زنان روبرو هستیم. معهذا گمان می کنم ما هنوز هم با برخی از این مسائل تئوریک و عملی مواجه هستیم و تبادل نظر در این زمینه ها هنوز هم می تواند برای ما و تاریخ آینده جنبش مفید واقع شود. به نظر می رسد، ما هنوز هم با حداقل پنج دسته سئوال یا چالش روبرو هستیم که باید درباره آن ها کار جدی فکری و تجربی کرده و به یک جمع بندی و توافق نسبی یا حداقل نظرپردازی برسیم:

1- آیا اصلاً ما جنبشی به نام جنبش زنان داریم؟ چراکه عده ای از جامعه شناسان در داخل و خارج ایران معتقدند هنوز جنبش اجتماعی زنان در ایران شکل نگرفته است. سیاست شناسی این که چرا اصلاً هراز چند گاهی این سئوال مطرح می شود، چیست؟ اگر جنبش زنان موجودیت دارد، خصوصیات آن چیست، نقاط قوت و ضعف آن کدام است و با چه چالش هایی روبروست؟

2- به نظرم از جمله این چالش ها که جنبش زنان هنوز برخورد روشن و مناسبی با آن ها نکرده عبارتند از: الف ـ نحوه سازمان دهی، روش کار، و قالب سازی بخصوص با توجه به گسترش سرکوب و جو نظامی ـ امنیتی موجود؛ ب ـ مسئله استقلال و خودمختاری جنبش زنان؛ و ج ـ مسئله رابطه با سایر جنبش ها، بخصوص جنبش عمومی دموکراسی خواهی (ازجمله آن چه که امروز جنبش سبز نامیده می شود).

3- تقسیمات و صف بندی های ناسالم و گاه غیرضروری و تصنعی و تنش زا بر مبنای دوگانگی های متباین مثل سکولار در مقابل اسلامی (یا گاهی حتی مسلمان)، لیبرال در مقابل رادیکال، اصلاح طلب در مقابل انقلابی، یا تنش های میان نسلی، تنش های گروه گرایانه (سکتاریستی)، اعمال هژمونی گروهی یا فردی یا به اصطلاح انگیزه «در دست گرفتن»، یا اختلافاتی که از و خودمداری های شخصی نشأت می گیرد و به جنبش لطمه می زند؛ و به طور کلی عدم درک اهمیت کثرت در میان وحدت یا کثرت در عین اتحاد.

4- خصلت تهران ـ محوری جنبش زنان، فاصله بسیار زیاد کیفیت و کمیت فعالیت های نظری و عملی میان تهران با سایر شهرهای دیگر، بخصوص استان های حاشیه ای. این مشکلی است که با مسئله ی قومی و ملی در ارتباط است و درواقع به مشکل ساختاری فرایند توسعه و مدرن سازی تمرکزگرایانه (تهران ـ محور) در طی چندین دهه از قرن بیستم باز می گردد. در ایران هنوز بحث فمینیستی درباره تلاقی مسئله جنسیت با مسئله ی قومیت به روشنی تئوریزه نشده و جنبش زنان نقش خود را در برخورد به گروه ها