چندهمسری از لوله تفنگ بیرون می آید!

آمنه کرمی - 14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: تجربه تاریخی به زنان نشان داده است که از نظر نیروهای سیاسی اپوزیسیون تا وقتی که زنان برای استبداد خطرناک ترند تا برای مردان، مورد توجه و «احترام» هستند ولی در غیراین صورت معمولا مورد تفقد نیروهای سیاسی قرار نمی گیرند. این یک تجربه مشترک میان زنان حداقل در کشورهای منطقه است. نیروهای بنیادگرا و سیاسیون مختلف ایرانی همچون مارکسیست لنینیست ها، اسلامگراهای افراطی، ملیون بنیادگرای چپ، و... هر کدام شان کارنامه ای با نمره های خیلی بد در امتحانات نهایی دفاع از حقوق زنان داشته اند و رفوزه شده اند به همین خاطر است که نمی توانند به بهانه حمایت از حقوق زنان، این و آن کشور یا فلان و بهمان مذهب را محکوم کنند.

زنان ایران انقلاب ضدامپریالیستی 57 را دیده اند که در همان روزهای اول پیروزی انقلاب، اولین قدم نیروهای ضدامپریالیست و انقلابی، لغو قانون خانواده بود که چندهمسری را به جایش آوردند. انقلاب مسلحانه لیبی را هم دیده اند که با حمایت ناتو پیروز شد و انقلابیون لیبی که طرفدار امپریالیسم بودند باز هم بلافاصله پس از پیروزی شان، چندهمسری را اعلام نمودند. نهضت ملی شدن صنعت نفت به رهبری ملی گراها را هم دیده اند که «حق رای» زنان در آن قربانی شد. لذا به انقلابیون فعلی ایران باید گفت که برای تسویه حسابهای سیاسی بین خودتان و کوبیدن حریف سیاسی تان، از زنان مایه نگذارید و با ریختن اشک برای زنان لیبی، یکجانبه به کشورهای غربی نتازید که با این تبلیغات یکجانبه گرایی تان مطمئن باشید کوچکترین کمکی به زنان نمی کنید. چون زنانی که در زندگی شان ضدامپریالیست ها را هم تجربه کرده اند که همان بلا را سرشان آورده اند به این شعارها و اشک ریختن ها توجهی نمی کنند. لطفا این استدلال را هم نیاورید که فلان دولت یک «ضدامپریالیست واقعی» نبود چون تقریبا همه نیروهای سیاسی امروز مدعی هستند که آرمان های ناب و بی همتای شان در هیچ کجای دنیا تاکنون متحقق نشده است!؟. اسلام گراهای بسیاری هم وجود دارند که معتقدند هنوز دنیا، جامعه اسلامی «واقعی» را تجربه نکرده همانطور که کمونیست ها هم هستند که می گویند هنوز دنیا، یک جامعه کمونیستی «واقعی» را به چشم ندیده است. کمونیست ها و اسلامگراها به خاطر این دنیاهای رؤیایی که در هیچ کجای زمین، متحقق نشده از روی تجربه ی تحقق دولت هایی که نمایندگی فکری جامعه سوسیالیستی و کمونیستی و یا نمایندگی جامعه اسلامی و... را می کرده و می کنند، به راحتی می گذرند ولیکن به یاد داشته باشند که به استناد به چیزی که هیچ جا متحقق نشده نمی توان تجربه همین کشورهای موجود یا قبلا موجود را نادیده گرفت.

در همه ی الگوهای مختلف و جنبش ها و انقلابهای گوناگون، دیده اید که زنان مشارکت فعال داشته اند، چه جنبش اسلامی اش و چه جنبش مسلحانه چپگرایانه اش و چه جنبش های ملی گرایی اش و چه جنبش ضدامپریالیستی اش، در همه آنها هم چیزی نصیب شان نشده است. سه تا جنبش عمومی بزرگ که در هر کدام شان یک دیدگاه و ایدئولوژی خاص سیاسی دست فائقه را داشته در ایران به وقوع پیوست که خوشبختانه یا متاسفانه زنان در هر سه مشارکت داشتند: از انقلاب مشروطه تا نهضت ملی شدن صنعت نفت و تا انقلاب 57، در همه آنها هم، زنان کم و بیش حذف شدند. با نگاه کردن به این تجربه های تاریخی، دیگر حنای آقایانی که پایمال شدن حق