خاطره نویسی (حدیث نفس) زنان ایرانی: اتوبیوگرافی

گردآوری محمد ربوبی - 14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: خاطره نویسی یکی از کهن ترین انواع ادبی است که پایبند هیچ یک از انواع بیان ادبی نیست. نویسندۀ خاطره از هر شیوه و ابزاری که در دسترس اوست برای روایت دیده­ها و شنیده­ها و بیان داستان زندگی و شرح روحیات و خلقیات و حالات درونی خویش سود می­جوید. از این رو به دشواری می توان شکلی از صور ادبی و نوشتاری را در بایگانی تاریخ یافت که خاطره نگاری در قالب آن نیامده باشد.(۱)

با دست آوردهای عمدۀ عصر روشنگری دو قرن اخیر، دوران شکوفایی خاطره نویسی در غرب آغاز می­شود و به نوبۀ خود بر شیوۀ خاطره نگاری در ایران نیز تاثیر می­گذارد و به تدریج آن را به یک نوع مشخص ادبی تبدیل می­کند.(۲)

در ایران، در دورۀ ناصری، نوشتن خاطرات رواج گرفت. نویسندگان خاطرات، جملگی درباریان و شاهزادگان و رجال آن دوره بودند. تنها زنی که خاطراتش را در این دوره نوشت، تاج السطنه دختر ناصرالدین شاه بود که سالها بعد منتشر شد. در آن زمان جز اشراف و روحانیون، سایر طبقات سواد خواندن و نوشتن نداشتند.

پس از دوران مشروطه به تدریج برخی زنان ایرانی که در خانواده­های «اهل علم و ادب» نوشتن و خواندن فرا گرفتند و چندی بعد که دختران در دبستان­های تازه تاسیس شده خواندن و نوشتن آموختند، به نوشتن خاطرات روی آوردند، ولی انتشار آنها با موانع و محدودیت­های اجتماعی و فرهنگی رو در رو بود. «هیچ زن سنتی محجوبه ای جزئیات زندگی خصوصی خود را داوطلبانه به چاپ نرسانیده است. و البته این جای تعجب نیست. حجاب به مفهوم سنتی­اش با حدیث نفس نویسی یا بهتر بگویم چاپ و پخش «محرمیات» تباین دارد. حدیث نفس نویسی، زن را از پرده­ی استتار به در می­آورد، در معرض تماشا می­گذارد، و خواننده را از ورای دیوار و حجاب به اندرون رهنمون می شود. یعنی مرزهای سنتی را درمی نوردد و فاصلۀ میان محرم و نامحرم را از میان برمی دارد. بی سبب نیست که اغلب قریب به اتفاق زنان محجوبه ترجیح داده اند که اگر هم متنی از آن ها به چاپ می­رسد خود را در آن پنهان کنند... زنان ادیب ما هم اشتیاق چندانی نداشته اند که شرح زندگی خود را بنویسند، یا حتی دربارۀ زندگی خصوصی خود به تفصیل صحبت کنند.(۳)

در ایران نخستین نشانه­های حدیث نفس نویسی زنان اواسط قرن بیستم، زمانی است که شاهدخت شمس پهلوی خاطراتش را به صورت سلسله مقالات مفصلی در مجلۀ اطلاعات ماهیانه به چاپ رساند. جالب آن که «خاطرات والاحضرت شمس پهلوی» یکسره دربارۀ رضا شاه پهلوی در آخرین روزهای زندگی در تبعید است.

هشت سال بعد، ملکه اعتضادی، بنیان گزار مجلۀ بانوان ایران و فعال سیاسی، «اعترافات من» را به چاپ رساند. بلافاصله پس از او، بانو مهوش رقصنده و خوانندۀ معروف زندگی سخت و نا متعارف خود را به رشته تحریر در آورد. گرچه خاطرات تاج السلطنه ا زهر سه­ی این آثار قدیمی تراست ولی چاپ آن به سال ۱۹۸۲، یعنی سه دهه بعد از نگارش آن صورت گرفت.» (۴)

از ششصد خاطره نویسی، صد جلد را زنان نوشته اند . قبل از انقلاب سه در صد به زنان تعلق داشت.
فهرست برخی از خاطراتی که زنان ایرانی نوشته و تاکنون منتشر شده پیش روی شماست. این فهرست کامل نیست، زیرا دسترسی به همۀ آنها دشوار است. امید است که در آینده و به تدریج با همکاری علاقمندان در داخل و خارج کشور فهرست کاملی از این آثار تدوین شود.

۱ـ خاطرات تاج السطنه ( قدیمی ترین خاطره ن