حق ورود زنان به ورزشگاه و دلایل استقبال از استعفای «فاطمه آلیا»

رضوان مقدم - 6 تیر 1393

مدرسه فمینیستی: امروزه انقلاب علم و فناوری و در رأس آن، انقلاب در تکنولوژی ارتباطات، جهان ما را به سرعت دستخوش تغییر در همه شئون زندگی و روابط انسانی کرده است. از پرتوی این انقلاب های پی در پی، هر روز شاهد تولد پدیده ای نو در مناسبات اجتماعی مان هستیم و اغلب کشورهای پیشرفته ناگزیر شده اند برای حضور این مؤلفه های تازه، سیستم حقوقی و قوانین کشورشان را برای هماهنگ شدن با این پدیدارهای نو، به‌‌روز کنند تا وجود و حضور این مؤلفه های جدید، بتواند با کسب بیان حقوقی، هرچه بیشتر مشروعیت یابد و به صورت قانونمند، رفاه و آزادی های مردم را تضمین و گسترش دهد اما متأسفانه در سرزمین ما ایران هنوز زنان یعنی نیمی از جمعیت کشور، اسیر افکار و قوانین پوسیده پدرسالارند و طبیعی ترین رفتارهای آنها به وسیله نیروی پلیس، کنترل و محدود می گردد حتی پیش پا افتاده ترین خواسته شان با سرکوب مواجه می شود .

مسئله خیلی ساده است: عده ای از زنان علاقه مند به ورزش، قصد رفتن به ورزشگاه برای تماشای بازی والیبال را داشتند واقعاَ به همین سادگی! چه کسی باور می کند در قرن بیست و یکم زنی را صرفاَ به خاطر رفتن به ورزشگاه، بازداشت کنند و تازه از او تعهد هم بگیرند!؟ در این میان «پیام نو» با شش نفر از اعضای فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی گفت و گویی داشته و از آن ها خواسته است تا نظر خود را در باره اتفاقات حاشیه ای دیدار تیم های والیبال ایران و ایتالیا که به دستگیری و بازداشت تعدادی از زنان منتهی شد بیان کنند.[1]

در این گفتگو به نقل از «فاطمه آلیا» آمده است که: «کار زن بچه‌دارشدن و تربیت فرزند و شوهرداری است نه دیدن مسابقه والیبال؛ یک عده‌ای می‌خواهند هر طور شده به زن نقش‌هایی بدهند که مخالف با وظایف شرعی است. زنی که دغدغه اصلی‌اش رفتن به ورزشگاه و شاغل شدن و این دست مسائل باشد که دیگر به وظایف اصلی خود نمی‌رسد.» البته پس از واکنش شدید رسانه ها و هم چنین فریاد اعتراض زنان به چنین اظهار نظر تبعیض آمیزی، فاطمه آلیا نیز نسبت به انتشار مطلب فوق، متقابلا واکنش نشان داد و در گفتگو با خانه ملت گفت: «مطلب ذکر شده ساخته و پرداخته سناریوسازان و حاشیه پردازان رسانه ای در جهت تخریب نمایندگان مجلس نهم بوده است.»[2]

نخست این که: اگر آنچه از قول خانم فاطمه آلیا در رسانه ها منتشر شده ، متناسب با فرهنگ جامعه بود طبعاَ چنین واکنشی را از طرف مردم بر نمی انگیخت و هرگز خواستار استعفای او نمی شدند. زیرا اولین و مهم ترین پرسشی که در ذهن خواننده شکل می گیرد این است که خانم آلیا در مجلس و بین نمایندگان مرد واقعاَ چه می کند و به چه دلیل، این گونه نسبت به حقوق همجنسان خود، واکنش منفی نشان می دهد؟ و شاید همین پرسش استراتژیک بوده است که بی درنگ در فیس بوک حرکتی آغاز می شود و از خانم آلیا خواسته می شود که استعفا داده و به خانه برگردد.

دوم این که: اگر خود خانم آلیا نظرات تبعیض آمیز خود را به کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی تعمیم نمی داد و نمی گفت «مطلب ذکرشده برای تخریب نمایندگان مجلس نهم بوده است.» (که نشان می دهد در چنین ادبیاتی آش آن قدر شور شده که حتی صدای آشپز هم در آمده) شاید خواسته ی استعفای ایشان به این گستردگی نیز مطرح نمی شد. در واقع باید گفت که واکنش مردمی به اظهاراتی از این دست، حاکی از قباحت و