تجربه زنان در فضای آلوده به جنگ

نوشین احمدی خراسانی - 1 مهر 1393

مدرسه فمینیستی: سالیان دراز است که زنان خاورمیانه از جمله ما زنان ایرانی گرفتار عوارض و تبعات جنگ های داخلی و خارجی، انقلاب ها، ظهور بنیادگرایی، تروریسم و دیگر بحران ها هستیم. هم اکنون نیز جنگ های داخلی در کشور عراق و سوریه و حضور نیروهای بنیادگرا همچون «داعش»، بر عمق این بحران ها، افزوده است. در این میان اما آگاهی از موقعیت زنان و خوانش تجربه های زنانه در جنگ های گونه گون جهان، شاید بتواند به ما زنان خاورمیانه در جهت اتخاذ استراتژی های واقع گرایانه تر در قبال این بحران ها کمک کند.
بدین منظور، مقاله زیر را که پیشتر در دی ماه 1391 در مجله «مهرنامه» به صورت کاغذی به چاپ رسیده بود، در مدرسه فمینیستی بازنشر می کنیم. در این مقاله سعی شده که استراتژی های گوناگون جنبش های فمینیستی در کشورهای اروپایی و آمریکایی در مواجهه با دو جنگ جهانی اول و دوم، مورد بررسی قرار بگیرد:

تنوع تاکتیک های زنان در موقعیت های آلوده به جنگ

بی شک جلوگیری از بروز خشونت های کلان مقیاس (در حد و اندازه جنگ)، با توجه به فضای تعصب آلود موجود در بطن سیاست های ملی و بین المللی اغلب دولت های خاورمیانه، معمولا از توان و ظرفیت ما زنان خارج است اما حداقل می توانیم به عنوان نیمی از جمعیت جامعه، برای کاهش فضای تعصب و دو قطبی موجود (که تغذیه کنندۀ خشونت و جنگ است)، به طور متشکل تر، دست به اقدام بزنیم. از همین روست که تلاش کرده ام در این مقاله، به یاری کتاب «زنان در روزگارشان»[1] موارد و نمونه هایی از آنچه جنبش های زنان در آمریکا و اروپا در برابر شرایط خشونت آمیز جنگ جهانی اول و دوم اتخاذ کرده اند فراهم آورم. کتاب « زنان در روزگارشان» که با ترجمه خوب و روان «نیلوفر مهدیان» توسط «نشر نی» منتشر شده می تواند برای ما زنان ایرانی، مطالب درس آموزی داشته باشد، به ویژه مطالب «فصل نهم» آن که به «دوران جنگ، و فمینیسم بین دو جنگ جهانی» می پردازد. بررسی این دوران به ما نشان می دهد که جنبش های زنان در آمریکا و کشورهای اروپایی، با فضای تخاصمی و جنگی، مواجه شده بودند و هر یک از گروه ها و سازمان های زنانه در برابر چنین وضعیتی، راه حل های مختلفی ارائه کرده اند. به این اعتبار، مرور استراتژی هایی که جنبش های زنان در خلال جنگ های گوناگون در کنار گوشۀ جهان اتخاذ کرده اند، هر چند که با شرایط کنونی ما زنان در منطقه نعل به نعل منطبق نباشد اما شاید بتواند فاصله ای را که لازمه تفکری منطقی، برای نگریستن در «تصویری از خود» به ما ارزانی دارد. زیرا در دوره هایی که ناقوس خشونت های گسترده و انهدامی به صدا در می آید معمولا فضای خشونت آمیز و قطبی شدۀ درون جامعه، بسیاری از نیروهای اجتماعی را به جای تأکید بر تعامل و رواداری ـ که لازمه کاهش فضای خشونت آمیزست ـ به سمت تضادهای به ظاهر «آشتی ناپذیر» و در نتیجه بازتولید قطب بندی های تفرقه آفرین سوق می دهد. اما شاید اگر به تجارب همتایان خود در سراسر گیتی، از فاصله ای دورتر، نگاهی بیاندازیم، بتوانیم از در غلطیدن به خط کشی ها و قطب بندی هایی که گاه به نظر «اجتناب ناپذیر» می رسد رهایی یابیم و حداقل به بازتولید فضای قطب بندی شده کمک نکنیم.

سه گرایش در جنبش زنان آمریکا و اروپا در برابر جنگ

زمانی که جنگ جهانی اول در سال 1914 میلادی آغاز شد، بسیاری از جنبش های زنان در اروپا و ن