مبارزه علیه خشونت جدا از مبارزه برای صلح نیست

مهشید شریف - 3 آذر 1393

مدرسه فمینیستی: چهارم آذر ماه 1393، مصادف است با 25 نوامبر، «روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان». به همین مناسبت، مهشید شریف در مطلب زیر، ما را به تجربه های زنان از خشونت در جوامع مختلف به ویژه در خاورمیانه رجوع می دهد:

خشونت پدیده ای است انسانی و هر جامعه ای به نسبتی درگیر آن است. سازمان بهداشت جهانی (1) در شناسایی پدیدۀ خشونت در تعریف فراگیری می گوید " خشونت به معنای استفادۀ عمدی از نیروی فیزیکی، تهدید و یا تهدید عملی بر علیه خود، گروه یا افراد جامعه ای است که نتایج آن و یا احتمال نتایج آن می تواند مرگ، صدمۀ روانی، رشد ناموزن و یا محرومیت باشد."

هر سال در سراسر جهان بیش از یک میلیون انسان قربانی خشونت های اجتماعی و فردی می شوند. در برابر هر یک نفری که در خشونت ها با مشخصات گوناگون، قربانی می شود، طیف وسیعی نیز از نتایج مشکلات سلامت جسمی و روحی، آسیب پذیری و عدم امینت روزمره رنج می برند. خشونت بار سنگینی به اقتصاد ملی کشورها تحمیل می کند و شرایط نامطلوب و خشونت بار میلیونها انسان، توان کارآیی و تولید و خلاقیت را از آنها سلب می کند.

فاجعه بزرگ آن است که نود درصد خشونت هایی که به مرگ انسانها منجر می شود در جامعه های فقیر و کم درآمد صورت می گیرد که فقر به تنهایی مهم ترین عامل ایجاد کنندۀ خشونت است. در جامعه های نابرابر که فقر مشروعیت پیدا می کند گرایش به خشونت، پیدایش گروهها و باندهای برتری جو، گرایش به بنیادهای فکری و اعتقادی بنیادگرایانه که راه زورگویی را بر دیگران با تکیۀ به خرافات و برداشت های تاریخی و فرهنگی باز می کند، همه و همه حاصل نادیده گرفتن قدرت تخریب خشونت در جوامع بشری است.

در این میان بسیاری از زنان ناخواسته در معرض خشونت های جاری جامعه قرار می گیرند. امروز با گسترش اخبار و اطلاعات دربارۀ آنها کمتر کسی است که نداند تاًثیر آسیب های خشونت های فیزیکی بر زنانِ کم توان جامعه چیزی جز اختلالات روانی، بیماریهای مقاربتی، رنج دائمی از رفتار جنسی نامناسب شریک خود، نابرابری جنسیتی، بارداری های ناخواسته و ابتلا به بیماریهای گوناگون، چیز دیگری به ارمغان نیاورده است.

جوامعی توانسته اند با اعتماد به دردشناسی نهادهای مدنی و با اعتقاد به توانمندسازی های افراد جامعه، اعم از زن و مرد، به تناسب شرایط اقتصادی و فرهنگی خود به پدیدۀ خشونت نگاه عمیق تری داشته باشند و فجایع حاصل از آن را دریابند و به یاری مشارکت حقوقی و مدنی شهروندان خود، راه های بروز خشونت را مسدود کنند. اگر چه نمی توان جامعه ای را نام برد که تمام و کمال توانسته باشد به پدیدۀ زایش خشونت چیره شده باشد اما نحوۀ حساسیت های قانونگذاران و ایجاد حصار قانونی جهت امنیت فردی و اجتماعی افراد، برخورد و آموزش عمومی شهروندان و توانمندسازی های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ملاک ارزیابی آنها در مبارزه با خشونت های جمعی و فردی می باشد.

مبارزه علیه خشونت بر زنان، در جهان امروز ما ابعاد گسترده ای یافته. علاوه بر نامگذاری روزی به این عنوان در عین حال شاهدیم که دو نهاد بین المللی، سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانی، با جدیت سلامت و امنیت زنان کم توان جامعۀ بشری را مورد توجه قرار داده و کشورهای بیشتری را ملزم به رعایت حقوق آنها می نماید.

صرف نظر از قضاوت در مورد این گونه رفتارها و اقدامات ارگان ها