پذیرش تکثر، شرط تحقق جامعه مدنی

مژگان میر اردکانی - 1 اسفند 1393

مدرسه فمینیستی: جامعه مدنی در کشورهایی توانسته پا بگیرد که حکومت آن کشور اصل تکثر و تنوع در جامعه را پذیرفته باشد. هیچ کشوری نمی تواند به رشد جامعه مدنی اش امیدوار باشد وقتی جامعه را با همه تکثر و تنوع اش به رسمیت نشناسد. قائم مقام وزیر کشور در نشستی گفته است: «تشکل‌های غیردولتی ما باید مثل حاکمیت،‌ رغبت داشته باشند در نقاطی که وارد می‌شوند،‌ مشکل‌گشایی کنند و در واقع از انجام فعالیت‌های لوکس خارج شوند زیرا بارهای روی زمین مانده بسیار داریم و تشکل‌های غیردولتی و نهادهای مدنی باید این بار را از روی زمین بردارند و گره‌گشا باشند.»[1] ولی مسئله این است که دولت ها نمی توانند با معیارهای خودساخته، برخی تشکل یابی های مردمی را به رسمیت بشناسند و برخی را نفی کنند و بعد هم انتظار داشته باشند که جامعه مدنی در کلیت اش رشد کند. از همین روست که دولتمردان اگر مایل به رشد جامعه مدنی هستند نمی توانند از جامعه انتظار داشتند که صرفا در جهتی که آنان تمایل دارند و فکر می کنند «مفید» است قدم بردارند بلکه باید جامعه مدنی را با همه تنوع اش و همه نیازهایش تحمل کنند. بی شک درون جامعه مدنی هم می تواند افراد یا گروه ها و نهادهایی باشند که سودمند به حال جامعه نیستند و یا «لوکس» تلقی شوند و یا حتی برای جامعه مضر باشند ولی همه جای دنیا، در درازمدت این امر برعهده خود جامعه مدنی است که معیارهایش را برای تشخیص «مفید و مضر» یا «لوکس بودن و نبودن» بیافریند و در نهایت تعادلی که لازم است را در جامعه پدید آورد. زیرا برای این بد و خوب کردن ها در جامعه مدنی، نیاز به معیارهایی است که این معیارها وقتی قرار باشد با دستورالعمل از بالا تعیین شود آنگاه است که هیچ گروه و نهاد و فردی در جامعه مدنی نمی تواند احساس آزادی و امنیت برای فعالیت بکند بنابراین برای رشد جامعه مدنی راهی به جز این وجود ندارد که چندصدایی و تکثر در حوزه های گوناگون فعالیت پذیرفته شود.

در همه جای دنیا عملکرد جامعه مدنی در سطوح مختلف و متنوع در جریان است و دولت ها نمی توانند انتظار داشته باشند که جامعه مدنی فقط در همان بخشی که دولتمردان می پسندند رشد کند که اگر چنین انتظاری داشته باشند اساسا نمی توانند به رشد جامعه مدنی کمکی بکنند. در ثانی«گره گشایی» از وضعیت نابسامان درون کشور، در سطح جامعه مدنی طبعا در سطوح مختلف ایجاد می شود. چنانچه بخشی از جامعه مدنی فعالیت های خیریه و حمایتی از گروه های اجتماعی آسیب پذیر انجام می دهد، بخشی دیگر به دنبال ترمیم آسیب های اجتماعی است، برخی دیگر گره گشایی را در تغییر رویکردها می بینند و از این رو بخشی آنرا در تغییر نگرش در درون جامعه و آگاه سازی جستجو می کنند، برخی با نقد سیاست های جاری و نشان دادن ناکارآمدی شان، گره گشایی می کنند و... در واقع همانطور که دولت ها در سطوح مختلف فعالیت، برای بهبود وضعیت زندگی مردمان شان پیش می برند درون جامعه مدنی نیز به همین منوال است. همانطور که نباید و نمی توان از دولت انتظار داشت که فقط بیاید و کل دولت را مثلا تبدیل به سازمان بهزیستی برای خدمات رسانی به گروه های آسیب دیده مردم کند بلکه باید تدوین و پیشبرد سیاست های کلان داخلی و خارجی برنامه ریزی کند و برای آینده و تغییرات آن آمادگی ایجاد و هزار فعالیت دیگر را هم انجام بدهد که در نهایت بتواند اهدا