میزگرد «مطالبات زنان در ایران» با حضور نوشین احمدی خراسانی و مرضیه آذرافزا

متن زیر، میزگردی است که در نشریه پایتخت کهن و با حضور خانم ها مرضیه آذرافزا و نوشین احمدی خراسانی برگزار شده است:

- خانم احمدي، آيا پس از انقلاب اسلامي دوره‌اي وجود داشته است كه مطالبات زنان مورد توجه افكار عمومي، احزاب سياسي، جريانات فكري و روشنفكري قرار گرفته باشد يا هرگز چنين چيزي را تاكنون نداشته‌ايم؟

احمدي خراسانی: پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات یعنی با شروع ریاست جمهوری آقاي خاتمي، و طرح مسئله جامعه مدنی، فضاي به نسبت بازی ايجاد شد تا نيروهاي مختلف درون جامعه به تدریج بتوانند خواسته‌هاي خود را به شکل متشکل تری مطرح كنند. در واقع ظهور جنگ هشت ساله و دوران بازسازي پس از آن، باعث شده بود که خواسته های زنان نتواند فضای مناسبی برای طرح در حوزه عمومی بیابند، ولی با آغاز اصلاحات، گروه های مختلف مردم از جمله زنان، فضایی برای طرح مطالبات و خواسته‌هايشان به صورت منسجم تر پیدا کردند. با این حال، روند طرح مطالبات زنان در افکار عمومی و گره زدن این خواسته ها با مطالبات عمومی مردم تدریجی بود و شاید بتوان گفت نقطه اوج طرح مطالبات زنان به صورت منسجم تر در افکار عمومی اتفاقا پس از اتمام دوره‌ي ریاست جمهوری آقاي خاتمي عمدتاَ در سال های 1385 – 86 اتفاق افتاد یعنی در شرايطي كه حرکت ساير نيروهای اجتماعی به نوعی با روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد دچار تردید و انزوا و سرخوردگی شده بود. اما در این دوره جنبش زنان كه تاحدودی مستقل‌تر از ساير نيروهای اجتماعی نسبت به نیروهای درون حاکمیت بود، به رغم تغییر دولت توانست بیشتر در عرصه عمومی دوام بیاورد و بتواند در این دوره مسئله حقوق برابر برای زنان را به گفتمانی عمومی تبدیل کند، هر چند این دوره کوتاه بود و جنبش زنان مانند بقیه نیروهای اجتماعی با بسته شدن فضا به افول گرایید و نتوانست این مطالبات را به سرانجام یا دستاورد قابل قبولی برساند. اما در نهایت نتیجه یک دهه تلاش برای عمومی سازی مطالبات زنان را می توانیم در جريان انتخابات دو دوره قبل و پس از آن ببینیم که کاندیداها، مطالبات زنان را به عنوان یکی از شاخص های مهم در برنامه های خود لحاظ کردند و این مسئله نشان می داد خواسته ها و مطالبات زنان توانسته آنچنان در افکار عمومی گسترش یابد که بتواند در بدنه حاکمیت هم برای تحقق این خواسته ها، به نوعی نمایندگی کسب کند.

- خانم آذرافزا، در مقطع انقلاب و پس از آن در دوره‌هاي مختلف، بسيج افكار عمومي براي طرح مطالبات زنان و از سويي ديگرعملياتي كردن و تحقق آن را چگونه مي‌بينيد؟

آذرافزا: من فكر مي‌كنم در سطح جامعه براي طرح مطالبات زنان به صورت يك جريان، شاهد يك تعليق و تأخير هستيم كه اگر نگاه جامعه‌شناختي به جامعه داشته باشيم شايد بتوانيم دليلش را پيدا كنيم. قبل از انقلاب يك حكومت مستقر وجود داشت كه سلطنت بود و يك حكومت خيلي جدي در سايه وجود داشت كه فقيهان و مراجع بودند. ايشان، هم منابع مالي، هم دستگاه تقنيني احكام و شريعت و هم مخاطبان خود را داشتند و ارتباط‌شان با مردم، دو طرفه بود يعني هيچ قدرتي مراجع و روحانيون را براي مردم تعيين نمي‌كرده بلكه با ساز و كار خاصي كه طي چندين قرن وجود داشته است توسط مردم و گروه‌هاي مرجع اجتماعي حتی بازار انتخاب مي‌شدند. بنابراين، حكومت در سايه قدرتم