تأثیر فرهنگی جنبش زنان بر جنبش کارگری

محمد صفوی - 14 اسفند 1393

مدرسه فمینیستی: بی آن که به دام اغراق گویی و اسطوره سازی فرو غلطیم، تثبیت «روز جهانی زن» و به رسمیت شناخته شدن این روز، رخدادی فمینیستی، کارگری و سوسیالیستی است. رویدادی که بدون مبارزه حق طلبانه زنان کارگر در آمریکا و تلاش زنان و رهبران برجسته سوسیال دمکراسی، هرگز نمی توانست ابعادی جهانی یابد و نهادِ ماندگار عدالت خواهی زنان عالم شود. آنچه به طور مختصر در مورد این رویداد تاریخی می توان گفت این است که در سه اعتراض گسترده و دوران ساز، زنان کارگر صنایع نساجی و بافنده – سوزنی در شهر نیویورک پایه گذار مبارزاتی شدند که تا به امروز همچنان در سراسر دنیا ادامه دارد. اولین اعتراض در هشت مارس 1857میلادی رخ داد. دومین اعتراض مهم زنان کارگر 51 سال بعد در هست مارس سال 1908 و سومین آن که به رهبری اتحادیه زنان کارگر صنایع نساجی به صورت اعتصاب عمومی 13 هفته ای در نوامبر 1909 برگزار شد. زنان کارگر در این اعتراض ها خواهان بهتر شدن شرایط کار، منع کار کودکان، و در سومین اعتراض شان خواهان کسب حق رأی و دیگر حقوق مدنی و سیاسی شدند. این اعتصاب ها و تجمع های اعتراضی گرچه با سرکوب پلیسی و بی اعتنایی اتحادیه های کارگری مردانه روبرو شد اما به همت پایداری زنان کارگر نیویورک، سرآغاز مبارزاتی فراگیر و دوران ساز برای زنان کارگر و دیگر زنان حق طلب در سراسر دنیا شد. به دنبال این سه دوره مبارزات زنان، در سال 1910 میلادی در کنفرانس بین المللی زنان کارگر که با حضور نمایندگانی از هفده کشور و رهبران اتحادیه های کارگری برگزار شد، به پیشنهاد «کلارا زتکین» سوسیال–فمینیست برجسته و از رهبران حزب سوسیال دمکرات آلمان، برای پاسداشت از مبارزات زنان کارگر و تثبیت روزی که همه زنان کارگر و دیگر زنان حق طلب در سرتاسر جهان علیه بی عدالتی بپا خیزند، روز هشت مارس به عنوان «روز جهانی زن» به رسمیت شناخته شد.[1]

تکثر «نظری» و «عملی» در حوزه برابری خواهی

حقیقت این است که خواسته های جنسیتی و برابری خواهانه ی زنان شاغل نه تنها به ارتقای مطالبات صنفی کمک شایانی کرد بلکه فرهنگ سازی و تحول در نگرش و ارزش ها را هم با خود به جنبش کارگری وارد کرد. در واقع از جنگ جهانی دوم با ورود گسترده تر زنان کارگر به بازار کار تا زمان حال، آمیزه ای از کنش های صنفی زنان کارگر و آموزش های حق طلبانه فمینیستی در مجموع تأثیری آگاهی بخش نسبت به مفهوم متکثر و گسترده تر برابری خواهی بر فضای جنبش کارگری بویژه در کشورهای پیشرفته صنعتی گذاشته است. در مورد بسط موارد و مؤلفه های حق خواهی می توان به: مطالبه ی دستمزد و مزایای مساوی در مقابل کار مساوی؛ مبارزه علیه خشونت و آزار جنسی در محیط های کار؛ دفاع از حقوق کارگران و کارمندان دگرباشِ جنسی و ترانسجندرها؛ همبستگی بین المللی با دیگر زنان کارگر در کشور های در حال توسعه؛ رفع تبعیض علیه کارگرانی که دچار ویروس اچ آی وی و بیماری ایدز هستند؛ خواست ایجاد مهدکودک برای زنان کارگر؛ و دفاع از حقوق کارگران جنسی اشاره کرد.

از سوی دیگر اتحادیه های کارگری مردانه، ضد زن و نژادپرست تحت تأثیر مبارزات مدنی زنان کارگر و آگاهی فمینیستی به خصوص تحت تأثیر ورود زنان به ارگان های تصمیم گیری در اتحادیه ها، به تدریج دچار دگرگونی مثبت شده اند. نهادهای بین الملی کار مانند «سازمان جهانی کار» نیز به واسط