ممنوعیت سقط جنین و رها کردن نوزادان مصری در خیابان

ترجمه حمید بهشتی - 15 آبان 1394

مدرسه فمینیستی: مطلب زیر گزارشی از سازمان ناظر خاورمیانه[1] است که در 28 سپتامبر 2015 به زبان فرانسه[2] و سپس به انگلیسی[3] منتشر شده که توسط حمید بهشتی از نسخه آلمانی آن[4] به فارسی برگردانده شده است:

با این که در مصر سقط چنین ممنوع است اما بسیاری از زنان با پنهانکاری بدان پناه می برند. زیرا برای آنان آخرین راه برای مخفی نگاه داشتن حاملگی و خلاصی از نوزادِ ناخواسته، است.

کودکان خیابانی قاهره: دستکم یک میلیون!

قاهره - «من حاضر بودم خودکشی کنم پیش از آن که به والدینم اطلاع دهم حامله شده ام». سارای 26 ساله، در حالی که قطرات اشک را از چشمان فندقی درشت اش پاک می کند: «دو سال پیش بود و به هیچ کس نگفته بودم که سقط جنین کرده ام». وی در حالی که بر کاناپه بزرگی در تراس منزلش نشسته است خطاب به اعضای سازمان ناظر خاورمیانه، می گوید که: «به هیچ کس نگفته ام، نه به خانواده ام، نه به بهترین دوستانم و نه حتّا به دوستی که با هم زندگی می کنیم. زیرا در غیر این صورت به من به چشم یک پتیاره نگاه می کرد که همه ی این ها حقش بوده است. ما نمی توانیم در باره یک چنین چیزی صحبت کنیم. زیرا این کار حرام است... اما اگر آدم کمی زبل باشد یک راهی برایش خواهد یافت».

سارا لیستی داشت از اقداماتی که باید انجام می داد، همه مراحل را پشت سر گذارد تا این که توانست سقط جنین کند. او می بایست به 30 داروخانه زنگ می زد تا داروی ضد مالاریا به دست آورد. زیرا معروف است که داروی مزبور موجب سقط جنین می شود.

«اما دکترهای داروخانه ها نیز به خوبی از اثرات جانبی مزبور آگاه اند و حاضر نیستند بدون ارائه نسخه، آن را بفروشند».

پس از کوشش های بی فرجام برای یافتن کلینیک مطمئنی در گوگل، سارا به سایت «زنان بر امواج»[5] مراجعه می کند که اطلاعات در اختیار زنانی می گذارد که در جستجوی راه سقط جنین در کشورهایی هستند که این کار ممنوع است.

او در بازار سیاه "میسوپروستُل" را سفارش کرد، داروئی برای آشوب معده که در صورت خوردن میزان زیاد، می تواند موجب مرگِ هر موجودی که در بدن انسان باشد، گردد.

او می گوید: «من تصمیم گرفتم خودم سقط جنین را انجام دهم. داروی مزبور را توسط دِ اچ ال از هندوستان وارد کردم. 80 یورو بهایش بود، به اضافه 135 یورو هزینه پست و علاوه بر آن 200 پوند مصری (23 یورو) رشوه که به مأمور پست دادم».

دوباره اشکش جاری می شود.

«من با عمویم در یک خانه زندگی می کردیم». آهی می کشد «اولین قسمت قرص ها را خوردم. چند دقیقه بعد دردهای شدید شروع شد»...و با نجوا می گوید «مثل این بود که وسیله معاینه ای (speculum) را به من فرو کنند. درد غیر قابل وصفی بود».

«خونریزی شدید آغاز شد... اقوامم در اتاق مجاور بودند. از شدت درد فریاد کشیدم و به آنها گفتم که عادت ماهانه ام با خونریزی شدید همراه است. اما تلوتلو می خوردم. زن عمویم دکتر داروخانه را خبر کرد. او هم چندین آمپول آرامش بخش تزریق کرد. تنها فکر من این بود: خدا کند بویی نبرد... اما او فهمید چه خبر است و چیزی نگفت. فکر می کنم توان آن را نداشت که مرا نزد اقوامم لو دهد که بعدش هم آنها به او بد و بیراه بگویند. اما بالاخره اهل خانه همه سر در آوردند که من در اتاق خواب آنها دست به سقط جنین زده بودم».

حق سقط جنین

ممنوعیت حاملگی ناخواسته

در مصر که این کار با نهایت مخفی کاری صور