انتخابات مردانه و حق خواهی زنان پس از سی و هشت سال

رضوان مقدم - 26 آذر 1394

مدرسه فمینیستی: راه‌اندازی کمپین «تغییر چهره مردانه مجلس» توسط گروه هایی از فعالان حقوق زنان در آستانه انتخابات، موضوعی است که از یک سو اظهار نظرها و اختلاف نظرهای بسیاری را بین فعالان سیاسی و مدنی و حتا برخی از فعالان حقوق زنان برانگیخته است؛ و از دیگر سو نیز بخش اقتدارگرای حکومت برانگیخته شده تا پیشاپیش، فضا را مشتنج کرده و از هر گونه اقدام عملی در جهت گسترش کمپین و حضور زنان در مجلس، پیشگیری کند.

در بیانیه اعلام موجودیت «کمپین: به سوی تغییر چهرۀ مردانه مجلس» آمده است که برای تحقق اهداف این کمپین، سه کمیتۀ تشکیل خواهد شد: 1 - «من کاندیدا می‌شوم.» 2 - «50 کرسی برای زنان برابری‌طلب» 3 - «کارت قرمز برای کاندیداهای زن‌ستیز»، طرح خواسته واجرای برنامه عملی حداقل 50 کرسی برای زنان در دهمین دوره مجلس و طرح این موضوع را در میان افکار عمومی، اولین گام در این کمپین است.

این که زنان ایرانی بخواهند در انتخابات مجلس کرسی‌های بیشتری در پارلمان را از آن خود کنند نه تنها منطقی بلکه با آن که دیرهنگام است ولی به قول معروف ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است. شاید اگر در همان اوایل راه یعنی اول انقلاب زنان پیشرو با قاطعیت بیشتری در برابر نرینه سالاری تئوکراسی قد علم می کردند امروز نه تنها زنان ایران وضعیت بهتری می داشتند بلکه کشور به این حال و روز نمی افتاد که به صورت زنان اسید بپاشند و هر روزه شاهد خشونت های روزافزون و اختلاس های چندصد میلیاردی باشیم. بعد هم عده ای چون کبک سرشان را زیر برف بکنند و بگویند همه چیز در امن و امان و برای حفظ حکومت از هیچ نوع اعمال خشونتی ابایی نداشته باشند.

بحث این که پس از انقلاب چه اتفاقاتی باعث شد که مدافعان حقوق زنان نتوانستند یا نخواستند اقدام مشترک منسجم و پیگرانه ای را در برابر نرینه سالاری تئوکراسی به انجام برسانند. موانع پیش روی آنها چه بود؟ مقوله ای است که باید درجایی دیگر به آن پرداخته شود. چرا که بحث فعلی روی کمپین «تغییر چهره مردانه مجلس» است.

تشکیل این کمپین در نفس خود عمل درستی به نظر می رسد اما مهم تر نحوه اجرای این کمپین است. همان طور که گفته شد تمامت خواهان به سادگی در مقابل این خواست طبیعی و قانونی زنان کوتاه نمی آیند و کاندیداهای واقعی زنان را قطعاً رد صلاحیت خواهند کرد. برای صحت این ادعا کافی است چند نفر از فعالان حقوق زنان که سابقه فعالیت شان شناخته شده است برای انتخابات ثبت نام کنند. لازم نیست منتظر نتیجه باشیم سالی که نکوست از بهارش پیدا است. چنین به نظر می رسد تندروها و گروه‌های فشار به سیم آخر زده اند و شمشیرها را واقعاً از رو بسته اند. وقتی جلسه سخنرانی خانم آذرمنصوری که پیشینه مبارزه برای حقوق زنان آن چنان که باید، در پرونده اش نیست در دانشگاه یاسوج تبدیل به جلسه چاقوکشی می شود چه توقعی می توان داشت که فعالان حقوق زنان بتوانند به مجلس راه یابند؟

اما این که تمامیت خواهان، عرصه بر مردم تنگ کنند و گروه های فشار نیز اهرم های قانونی را بیش از پیش به انحصار خود در آوردند آیا توجیهی برای کنار کشیدن از میدان مبارزات انتخاباتی است؟ آیا میدان مبارزه را باید به نیروهای خشونت پیشه ای سپرد که از تربیون هایی که دراختیار دارند رسماً علیه زنان شعار می دهند و جوانان پای منبری را مدام علیه نیمی از جمعیت ج