درباره ما

آن چه می توان در مقام پاسخ به پرسش پنهان «درباره ما» گفت، پیش از هر چیز بیان خود، جنسیت، بشریت و نیز «بی حقی» نوعی از بشر است. بی تردید زنان بسیاری در سایت های دیگر برای یافتن این پاسخ تلاش کرده اند. پس چرا در همین رهگذر، ما نیز «مدرسه فمینیستی» را راه انداخته ایم؟

پاسخ مستقیم آن شاید این باشد که هرچه بلندگوهای زنان گسترش یابد و بافت جنبش زنان از تکثر و تنوع بیشتری برخوردار شود، صدای زنان نیز پژواک رساتری می یابد. هر سایت، نهاد یا نشریه ای که با همت جمعی از زنان و به منظور طرح مسائل زنان به راه می افتد، بی شک می تواند مسائل آنان را هرچه عمومی تر سازد و در بازنمایی مشکلات بغرنج زنان به جامعه یاری رساند. از این روست که تصمیم گرفتیم «مدرسه فمینیستی» را تاسیس کنیم تا این نشریه الکترونیکی در کنار نشریات موجود، در راه اهداف جنبش برابری طلبانه زنان گام بردارد. شاید به همین دلیل نام «مدرسه» را انتخاب کردیم چون فکر کردیم «مدرسه»، معمولا مکان و فضای مناسبی برای فکر کردن است و ما که بیش از همیشه، خود را محتاج آموزش می دانیم، سعی داریم دغدغه های فکری خود را که از عمل اجتماعی مان بر آمده است در فضای «مدرسه» به داوری و تامل بگذاریم. در واقع مدرسه فمینیستی، «فضایی» است برای فکر کردن با صدای بلند در مورد دغدغه های مشترکمان!

پس از پایان بحث های مفصل در مورد بخش های مختلف «مدرسه» و انتخاب تیتر و عنوان برای سرفصل ها، وقتی بار دیگر صفحه اصلی سایت را نظاره کردیم متوجه شدیم که انگار بیش از شوق اندیشیدن، نیاز ما به داشتن «فضا» وادارمان ساخته است که مدرسه فمینیستی را بنیاد نهیم. چراکه نام و عنوان هر بخش از آن را با «مکانی» که در جامعه «نداریم» آراسته ایم و این، نشان از آن دارد که ما زنان تا چه اندازه احتیاج به فضا داریم، فضاهایی که به ناحق از ما ستانده شده است یعنی چقدر نیاز به کافه ای، کلوپی، یا مدرسه ای داشته ایم تا بتوانیم در آن «دو کلمه حرف حساب» بزنیم.

برای توضیح بیشتر در معرفی «خود»، اضافه کنیم که «ما» (شاگردان مدرسه فمینستی)، جمعی از فعالان جنبش حقوق برابر در ایران هستیم که به قصد تغییر و اصلاح وضعیت نابرابر موجود، سالهاست مشغول فعالیت اجتماعی هستیم. خوشبختانه در دو سال اخیر، فعالیت جنبش زنان روندی پرشتاب گرفته و گسترش حیرت انگیزی یافته است و در این میان نقش «کمپین یک میلیون امضاء» نقشی تعیین کننده و غیرقابل انکار است، این را به عنوان کنشگران این جنبش به خوبی احساس می کنیم (و فکر می کنیم به اندازه کافی مستندات عینی برای اثبات این مدعا، جهت ارائه به کسانی که از بیرون به جنبش یک میلیون امضاء نگاه می کنند، وجود دارد) و از همین رو در راه مطالبات برابری خواهانه این جنبش به جمع آوری امضاء و عمومی کردن هر چه گسترده تر خواسته های این جنبش قدم خواهیم گذاشت.

از طرف دیگر در همین دو ساله اخیر که جنبش زنان قد کشیده است توفانی از تغییر و تحولات در جامعه و در سطح بین المللی نیز رخ نموده که اتفاقاً این تغییر و تحولات، هم به نفع گسترش جنبش زنان بوده و هم باعث مشکلات و چالش های بسیاری شده است، یعنی تیغ دولبه ای بوده برای حرکت جنبش زنان در ایران. با این همه به نظر می رسد جنبش زنان تا این لحظه توانسته از این حوادث و تحولات برای عمومی کردن خواسته های خود، با هوشیاری و با پره